تبليغاتX
 جنبش بزرگ وبلاگی موج سبز سوم اعتراض به جنایات احمدی نژاد و حامیانش و حمايت از مهندس موسوی تیرماه 1388 درخشانترین تاریکی
درخشانترین تاریکی
می اندیشم .. پس هستم
در کودکی فکر می کردم در زمان انقلاب مردم دو دسته بودند. یا موافق شاه یا انقلابی. دسته ی سومی برایم تعریف نشده بود.. فقط دو گروه بودند: سیاه و سفید. یا تصور می کردم در زمان جنگ همه ی مردم ایران در جبهه ها بوده اند. وقتی می شنیدم که مثلا فلانی در زمان جنگ مغازه اش را فروخته فکر می کردم دروغ می گویند.. مگر می شود وقتی دشمن در کشور است داد و ستد کرد؟!!

شاید این بینش من در کودکی به این علت بود که والدین من این قدر چهره ی قهرمانان را برایم ترسیم کرده بودند که من با تحلیل کودکانه ی خود تصور می کردم اگر چنین نگرش قهرمانانه ای موجود بوده دیگر امکان نداشته که احدی به آن بی توجه باشد.. ساده تر بگویم.. من مردم ایران را مردمی می پنداشته ام که با کوفیان کوچکترین نقطه ی مشترکی نداشته اند و ندارند... تصور می کردم مردم ایران خاکستری بودن را نیاموخته اند.. هرچه هستند با شجاعت بر سر عقیده شان می مانند.

هنوز هم نمی دانم آیا مردم ایران واقعا این گونه هستند یا نه؟ ولی امروز با حضور بیشتر در جامعه این مطلب برایم روز به روز واضح تر می شود که سایه خاکستری بی عقیدگی (بی بخاری!) بر سر سفید و سیاه جامعه چنان سنگینی می کند که سفید، تیره می نماید و سیاه، سیاه تر!

یک مثال می زنم تا هدفم مشخص شود و خدای ناکرده به دوستان عزیزم که با عقل و منطق و احتیاط جلو می روند توهینی نشود. با شخصی برخورد داشتم که سنش حدود ۵۰ تا ۶۰  است. و قطعا خاطرات زیادی در زمان انقلاب و جنگ دارد. یادم نمی آید بحث چه بود که به ناگاه این بانوی محترمه یاد سال ۵۸ افتاد! گفت: سال ۵۸ به دلیل وقوع انقلاب مجبور شدم شغلم را تغییر دهم . در شغل جدید تجربه چندانی نداشتم ولی به علت جوزدگی و سیاسی بودن فضای جامعه هیچ کس اصلا متوجه نمی شد که من در کارم وارد نیستم. مردم الکی پا به زمین می کوبیدند و بی دلیل شعار می دادند. هیچ کس سرش به کار خودش نبود...!

(البته شاید شما به اندازه ی من مقصود گوینده را از مطرح کردن این مباحث متوجه نشده باشید. که آن به دلیل نشنیدن لحن ایشان است!!)

این را نقل قول کردم تا تفاوت دیدگاه در جامعه مان را نشان دهم. این بانوی گرامی با ۳ جمله قهرمانانی را که در ذهن من ترسیم شده بود از ۳ جهت خراب کرد:

۱) مسئولینی که از دل مردم به پا خاسته بودند این قدر جو زده و بی هوش و حواس بودند که نمی فهمیدند کسی که بر سر کار می گذارند از عهده کار بر می آید یا نه..

۲) مردم بیدار و دردمند ایران که عزیزان خود را از دست داده اند در اصل یک عده ی قلیل جاهل و گمراه هستند که بی دلیل وسط دعوای انتقال قدرت افتاده اند.

۳) اگر کسی می خواهد در زندگی اش موفق باشد باید سرش به کار خودش باشد یعنی اگر محصل است به او هیچ ربطی ندارد که هم وطنانش را بی گناه و از روی ظلم کشتند!.. باید به تحصیلش ادامه دهد! (این نکته تکمیلی را اضافه کنم که احتیاط شرط عقل است و یک دانشجوی فعال بهتر از یک دیپلمه ی زندانی می تواند فعالیت کند.. و فکر کنم همه به این اصل معتقدیم)

خب.. هدف من از طرح این ها چیست؟

هدف من اینست که بگویم هر انسانی که بفهمد بر خود یا دیگری ظلم می شود جزو وظایف شرعی حقوقی و انسانی اش است که از مظلوم دفاع کند و ظالم را به سزای خود برساند. چگونه است که در تئوری و سخنرانی اکثر صاحب نظران این را به ما می آموزند ولی هنگام عمل تمامی این ها به خاطر منافع خودشان عقب می کشند و منتظر می نشینند تا ببینند جوانان چه می کنند؟

در این روزها آیا واقعا کسی پیدا می شود که ادعا کند هیچ ظلمی روی نداده و وضعیت کاملا گل و بلبل است؟ پس چرا قیام برای جلوگیری از ظلم ظالمان باید سیاست زدگی معرفی شود؟

مرز جدایی سیاست از پاسداری از حقوق اولیه ی انسانی کجاست؟

پاسخ من این است که اصلا مرزی وجود ندارد! سیاست یک وسیله است برای احقاق حقوق مردم. وسیله برای پاسخ به نیاز های اجتماعی ، فردی و طبیعی تک تک افراد جامعه.. که در قانون اساسی هم پاسداری از این حقوق به شدت تاکید شده است. قانونی که به رفراندوم گذاشته شده و مردم آن را پذیرفته اند ولی خیلی ها از آن آگاهی ندارند و نمی دانند که ۴ سال شاید هم بیشتر است که حقوقشان رعایت نمی شود. برخاستن برای دفاع از حقوق خود نه تنها از هیچ دیدگاهی نکوهیده نیست بلکه به آن سفارش هم شده است.

این آیه را بسیار شنیده ایم که

لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا ﴿ سوره نسا-۱۴۸﴾

خداوند بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد مگر [از] كسى كه بر او ستم رفته باشد و خدا شنواى داناست

و این اصول از قانون اساسی:

اصل سوم:

دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد:

  1. ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی.
  2. بالا بردن سطح آگاهیهای عمومی در همه زمینه‏های با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه‏های گروهی و وسایل دیگر.
  3. آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح، و تسهیل و تعمیم آموزش عالی.
  4. تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار در تمام زمینه‏های علمی، فنی، فرهنگی و اسلامی از طریق تأسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان.
  5. طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب.
  6. محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی.
  7. تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون.
  8. مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش.
  9. رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام زمینه‏های مادی و معنوی.
  10. ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیر ضرور.
  11. تقویت کامل بنیه دفاع ملی از طریق آموزش نظامی عمومی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی و نظام اسلامی کشور.
  12. پی‌ریزی اقتصادی صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه‏های تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه.
  13. تأمین خودکفایی در علوم و فنون صنعت و کشاورزی و امور نظامی و مانند اینها.
  14. تأمین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون.
  15. توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین همه مردم.
  16. تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمان و حمایت بی‏دریغ از مستضعفان جهان.

اصل نوزدهم

مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.

(چرا باید کسانی که پیشانی پینه بسته دارند از حقوق بیشتری برخوردار باشند؟)

اصل ۲۲

حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند.

اصل ۲۳ - منع تفتیش عقاید

تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ‌کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‏ای مورد تعرض و موُاخذه قرار دارد.

اصل ۲۴

نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین می‌کند.

 

اصل ۲۵

بازرسی و نرساندن نامه‏ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون.

 

اصل ۲۷

تشکیل اجتماعات و راه‏پیمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.

 

اصل ۳۲

هیچ‌کس را نمی‌توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می‌کند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع وقت فراهم گردد. مختلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود.

اصل ۳۷

اصل، برائت است و هیچ‌کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.

اصل ۳۹

هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.

اصل ۵۶

حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچ‌کس نمی‌تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خداداد را از طرقی که در اصول بعد می‌آید اعمال می‌کند.

 

آیا این حقوق ما مردم ایران رعایت می شود؟ برخاستن برای به دست آوردن آزادی اجرای قوانین حق و وظیفه ی ماست.. و به هیچ عنوان سیاست زدگی نیست.

کوفیان ایران زمین.. همه ی کسانی که ظلم را می بینند و سکوت می کنند.. هر کسی می خواهند باشند.. نماینده .. وزیر.. مدیر.. دانشجو.. دانش آموز.. راننده.. مغازه داز.. هرکسی!.. مسئول خون ریخته شده شهدا در انقلاب و جنگ و وقایع اخیر و مسئول ریخته شدن خون هایی هستند که در آینده ریخته خواهد شد

ارسال در تاريخ پنجشنبه 12 شهریور1388 توسط الهه
قالب وبلاگ