
و همین طور پیروزی ملت سبز ایران رو هم در موج آفرینی با شکوه روز قدس تبریک می گم.. واقعا هر کس اومده بود درک کرد که ما بیشماریم...
زیباترین صحنه ی جمعه بارانی بود که آمد و اثر گاز اشک آور را از بین برد.. مردم هم گفتند: صل علی محمد .. اشک خدا در آمد!
جمعه من متوجه شدم تفاوت ما با مردمی که در مقابل ما ایستاده اند این است که آنها تمام دین و ایمانشان در ظاهرشان خلاصه شده.. در بلوار کشاورز ایستاده بودم و جمعیت رو نگاه می کردم از پشت سر یک نفر شدیدا به من تنه زد و رد شد طوری که افتادم زمین.. نگاهش که کردم دیدم چفیه انداخته و ریش بلندی داره.. داشتم فکر می کردم که چرا یک بسیجی باید به یه خانوم تنه بزنه.. وایسادم و داشتم خاک لباسم رو تمیز می کردم.. یه نفر از پشت سر گفت: ببخشید خانوم..می شه رد شم؟ این بار نگاه کردم.. یه پسر جوون سبز پوش بود. نه ریش داشت و نه چفیه. ولی به من تنه نزد. محترمانه خواست که از سر راه برم کنار.
این جا یه سوال برام پیش اومد که معیار دین و ایمان چیه؟ ما به چه کسی مومن می گیم؟ واقعا ملاک ایمان یک نفر فقط ظاهرشه؟
به نظر من معیار ایمان رفتار اشخاصه. راه و روش و اخلاقشون. نه یال و کوپالشون.
این جانب به تک تک جوانانی که جمعه شجاعانه (شجاعت هم یکی از معیار های مومن بودنه) در راه پیمایی روز قدس شرکت کردند تبریک می گم... صدای شما رو کسی که باید بشنوه می شنوه.. و به شما وعده ی پیروزی داده. :وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ (سوره صف-آیه ۱۳) {و [رحمتى] ديگر كه آن را دوست داريد يارى و پيروزى نزديكى از جانب خداست و مؤمنان را [بدان] بشارت ده }
صحنه ی دیگه ای دوست دارم این جا شرحش بدم اینه: توی بلوار کشاورز که بودیم یه پیرزنی که از اون پوسترا که عکس قبله ی عالم رو داره دستش بود داشت رد می شد با عصبانیت به ما گفت: به ۲ دلار خودتون رو فروختید.. (اون طرف مردم داشتند شعار می دادند: ما اهل کوفه نیستیم ... پول بگیریم باستیم..)
من که متوجه نشدم منظور این خانوم از ۲ دلار چی بود ولی این جا یه گزینه هایی می نویسم شاید یکی اش درست باشه:
۱) می خواست بگه شما وابسته به خارج هستید
۲) می خواست بگه شما پول دارید
۳) احتمال می داد کسی که این شعار ها رو می سازه خارجیه و بابت هر شعار ۲ دلار می گیره
۴) اهالی کوفه درهم و دینار می گیرن و می ایستن ولی ما چون اهل کوفه نیستیم حتما دلار می گیریم.. نمی شه کسی پول نگیره و بایسته!
۵) هزینه پارچه های سبزی که صد در صد از خارج وارد شده(کربلا هم خارج محسوب می شه ها) ۲ دلار بوده
۶) ما به ایشون علاقه داریم.. به ایشون اطلاعات غلط دادن!
یه مطلبی برام ایمیل شده که ازم خواستن تا توی وبم بذارم. مطلب جالبیه.. در ادامه مطلب بخونید
این لینک رو هم ببینید.. خیلی عکسای جالبی گذاشته. مقایسه امروز با سال ۵۷: عبرت ها چه فراوانند و عبرت پذیرفتن ها چه اندک
ادامه مطلب...

بانام خدا
علیرغم اینکه می دانستند با تحریم مسابقه ای کوچک ، در زندگی کاری با تحریمی بزرگ، روبرو خواهند شد .ولی باز برسر این دو راهی ، تحریم را انتخاب کردند .
مسابقه ای که حتی اگر همه اثار شان اززیر تیغ ، جان سالم بدر میبرد، مخاطب ان به پنج هزار نفرهم نمی رسید .(ان هم قشر خاص نمایشگاه رو ).ولی اکنون حرف شان را، بگوش میلیون ها نفر رساندند.
زمان،زمان پاسخ به مردمی بود ،که در شکوفایی انها سهیم بودند .زمان ،زمان بودن بود یا نبودن .
این بده بستان فی البداهه ،(بین مردم و هنرمند مردمی) ،چنان به دلها نشست ،که تبدیل به یک بدعت شد .بدعتی که باقی هنرمندان مردمی، صنوف دیگر را همراه کرد .
سینماگران ،چنان تصویری از خود،بجا گذاشتند .که این بار نه بر پرده نقرای ،بر جان مردم نشست . و پنجره دل تئاتری ها هم، بروی مردم گشوده شد . این همصدایی اهالی موسیقی ، به چنان اهنگی بدل شد ،که سالها مردم ان را زمزمه خواهند کرد .و حتی این روزها همصدای ،گرافیست ها را می شنویم .که به انها میگوییم :به دلهای ما خوش امدید .
اری ،کاریکاتوریست های ما مسابقه ای بزرگتر را انتخاب کردند .مسابقه ای که نه یک برنده ،که 176 برنده داشت .
و جایزه ان، تندیس طلایی ادمکی کارتونی بود ،که کتاب قطور تاریخ بدست داشت ،که در ان نام 176 کارتونیست حک شده بود .
ما وبلاگ نویسان ،به پاس قدر دانی از این هنرمندان ،این پست مشترک ،که برگ سبزی است به کارتونیست ها و همه هنرمندان مردمی کشور عزیزمان ایران، تقدیم میکنیم .
شما دوستان وبلاگ نویس هم،در صورت تمایل ،با درج این پست ،به خیل*پست مشترکی ها بپیوندید.
* (پست مشترک هر دو هفته یک بار اپ می شود .شما هم می توانید با پیشنهاد خود ،و طی یک رای گیری، بین پست های پیشنهادی ، نویسنده ی پست مشترک باشید .هدف از پست مشترک ،لذت از یک کار گروهی با صدایی بلند است .)
دوستاني که تمايل دارند که نام وبلاگ شان در زير اين متن بيايد در اين وبلاگ اعلام بفرمايند
چه كسي مي خواهد
من و تو ما نشويم
خانه اش ويران باد !
من اگر ما نشوم، تنهايم
تو اگر ما نشوي،
- خويشتني
از كجا كه من و تو
شور يكپارچگي را در شرق
باز بر پا نكنيم
از كجا كه من و تو
مشت رسوايان را وا نكنيم .
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه بر مي خيزند
مگر نه اینکه غمی سهمگین به دل داریم
مگر نه اینکه به رنجی گران گرفتاریم
نشاطمان را باید ، همیشه چون خورشید
بلند و گرم در اعماق جان نگه داریم
چند آیه خطاب به کودتاچیان:
بسم الله الرحمن الرحیم (سوره ملک)
أَأَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء أَن يَخْسِفَ بِكُمُ الأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ (16) :آيا خود را از عذاب كسى كه حاكم بر آسمان است در امان مىدانيد كه دستور دهد زمين بشكافد و شما را فرو برد و به لرزش خود ادامه دهد؟!
أَمْ أَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء أَن يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ
أَمَّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ جُندٌ لَّكُمْ يَنصُرُكُم مِّن دُونِ الرَّحْمَنِ إِنِ الْكَافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ
أَمَّنْ هَذَا الَّذِي يَرْزُقُكُمْ إِنْ أَمْسَكَ رِزْقَهُ بَل لَّجُّوا فِي عُتُوٍّ وَنُفُورٍ
أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ

با توجه به نزدیک شدن به روز قدس و راهپیمایی عظیم علیه سرکوب ها ، كشتارها ، بازداشت ها ، تجاوزها و تقلب ها نه عليه آمريكا ، انگليس و اسراييل.
بايد با تمام نيرو منسجم تر از ديروز باشيم. لازم به ذكر است كه درمورد اين راهپيمايي بايد هماهنگ حركت کرد.
به هيچ عنوان به اموال دولتي و خصوصي لطمه اي وارد نكنيم. هرچند كه هيچ كس اين كار را انجام نمي دهد و تمامي اين خسارت ها از جناح دولت مهرورزی است براي بد جلوه دادن چهره ما ، ولي درصورت مشاهده با اين جريان حتما برخورد شود و تذكر داده شود.
تا جایی که شرایط اجازه می دهد تمامي دوستان با تي شرت سبز و خانم ها با مانتو يا روسري سبز رنگ حاضر شوند.
به هيچ عنوان در فضاي باز تجمع نكرده و بيشتر در دل جمعيت باشيد و سعي كنيد در اطراف خيابان هاي پر تردد حاضر شويد. اصلا از هم جدا نباشيد. دست ها در دست هم به صورت زنجيره و به جلو حركت كنيد. در مقابل شعار هاي مرگ بر اسراييل ، مرگ بر آمريكا و مرگ بر انگليس شعار مرگ بر روسيه و مرگ بر ديكتاتور سر دهيد.
حتما در نماز جمعه روز قدس شركت كنيد و توجهي نداشته باشيد كه امام جمعه چه كسي است. در هر جايي كه مردم تجمع كرده اند همان جا باشيد و اصلا از مردم عادي دور نشويد.
حتما از ماسك استفاده كنيد. در موقع جدا شدن از جمعيت حتما راه را طوري تعيين كنيد كه شناسايي نشويد و تحت تعقيب قرار نگيريد.
در راهپيمايي آرام خود دست ها را بالا برده و در نهايت سكوت به راهپيمايي ادامه دهيم غير از مواردي كه شعار داده مي شود. توجه داشته باشيد كه اين راهپيمايي نيازي به مجوز ندارد و كسي نمي تواند به عنوان تجمع غير قانوني با ما برخورد كند.
هرچند كه دوستان ما بدون دليل بازداشت شده اند و به شهادت رسيده اند. ولي اين حق مسلم ماست كه آزادي بيان داشته باشيم. آزادي انديشه داشته باشيم ، پس با قدرت تمام منتظر روز قدس مي مانيم تا به حق و حقوق پايمال شده خود دست يابيم.
در صورت داشتن ايده ها و نظرات بهتر خود اين جنبش سبز را ياري كنيد.
در این بیانیه همچنین بر ضرورت استفاده کامل ازظرفیت های قانون اساسی، سویه اجتماعی شکل گیری راه سبز امید، تلاش برای استیفای حقوق ملت و بازگشت به آرمان های مغفول و مظلوم انقلاب اسلامی تاکید شده است. موسوی در پایان نیز راهکارهای نه گانه برای برون رفت از بحران ارائه کرده است.
به گزارش "کلمه" متن کامل بیانیه شمار 11 میرحسین موسوی بدین شرح است:
به این لینک ها هم سر بزنید:
ادامه مطلب...
شاید این بینش من در کودکی به این علت بود که والدین من این قدر چهره ی قهرمانان را برایم ترسیم کرده بودند که من با تحلیل کودکانه ی خود تصور می کردم اگر چنین نگرش قهرمانانه ای موجود بوده دیگر امکان نداشته که احدی به آن بی توجه باشد.. ساده تر بگویم.. من مردم ایران را مردمی می پنداشته ام که با کوفیان کوچکترین نقطه ی مشترکی نداشته اند و ندارند... تصور می کردم مردم ایران خاکستری بودن را نیاموخته اند.. هرچه هستند با شجاعت بر سر عقیده شان می مانند.
هنوز هم نمی دانم آیا مردم ایران واقعا این گونه هستند یا نه؟ ولی امروز با حضور بیشتر در جامعه این مطلب برایم روز به روز واضح تر می شود که سایه خاکستری بی عقیدگی (بی بخاری!) بر سر سفید و سیاه جامعه چنان سنگینی می کند که سفید، تیره می نماید و سیاه، سیاه تر!
یک مثال می زنم تا هدفم مشخص شود و خدای ناکرده به دوستان عزیزم که با عقل و منطق و احتیاط جلو می روند توهینی نشود. با شخصی برخورد داشتم که سنش حدود ۵۰ تا ۶۰ است. و قطعا خاطرات زیادی در زمان انقلاب و جنگ دارد. یادم نمی آید بحث چه بود که به ناگاه این بانوی محترمه یاد سال ۵۸ افتاد! گفت: سال ۵۸ به دلیل وقوع انقلاب مجبور شدم شغلم را تغییر دهم . در شغل جدید تجربه چندانی نداشتم ولی به علت جوزدگی و سیاسی بودن فضای جامعه هیچ کس اصلا متوجه نمی شد که من در کارم وارد نیستم. مردم الکی پا به زمین می کوبیدند و بی دلیل شعار می دادند. هیچ کس سرش به کار خودش نبود...!
(البته شاید شما به اندازه ی من مقصود گوینده را از مطرح کردن این مباحث متوجه نشده باشید. که آن به دلیل نشنیدن لحن ایشان است!!)
این را نقل قول کردم تا تفاوت دیدگاه در جامعه مان را نشان دهم. این بانوی گرامی با ۳ جمله قهرمانانی را که در ذهن من ترسیم شده بود از ۳ جهت خراب کرد:
۱) مسئولینی که از دل مردم به پا خاسته بودند این قدر جو زده و بی هوش و حواس بودند که نمی فهمیدند کسی که بر سر کار می گذارند از عهده کار بر می آید یا نه..
۲) مردم بیدار و دردمند ایران که عزیزان خود را از دست داده اند در اصل یک عده ی قلیل جاهل و گمراه هستند که بی دلیل وسط دعوای انتقال قدرت افتاده اند.
۳) اگر کسی می خواهد در زندگی اش موفق باشد باید سرش به کار خودش باشد یعنی اگر محصل است به او هیچ ربطی ندارد که هم وطنانش را بی گناه و از روی ظلم کشتند!.. باید به تحصیلش ادامه دهد! (این نکته تکمیلی را اضافه کنم که احتیاط شرط عقل است و یک دانشجوی فعال بهتر از یک دیپلمه ی زندانی می تواند فعالیت کند.. و فکر کنم همه به این اصل معتقدیم)
خب.. هدف من از طرح این ها چیست؟
هدف من اینست که بگویم هر انسانی که بفهمد بر خود یا دیگری ظلم می شود جزو وظایف شرعی حقوقی و انسانی اش است که از مظلوم دفاع کند و ظالم را به سزای خود برساند. چگونه است که در تئوری و سخنرانی اکثر صاحب نظران این را به ما می آموزند ولی هنگام عمل تمامی این ها به خاطر منافع خودشان عقب می کشند و منتظر می نشینند تا ببینند جوانان چه می کنند؟
در این روزها آیا واقعا کسی پیدا می شود که ادعا کند هیچ ظلمی روی نداده و وضعیت کاملا گل و بلبل است؟ پس چرا قیام برای جلوگیری از ظلم ظالمان باید سیاست زدگی معرفی شود؟
مرز جدایی سیاست از پاسداری از حقوق اولیه ی انسانی کجاست؟
پاسخ من این است که اصلا مرزی وجود ندارد! سیاست یک وسیله است برای احقاق حقوق مردم. وسیله برای پاسخ به نیاز های اجتماعی ، فردی و طبیعی تک تک افراد جامعه.. که در قانون اساسی هم پاسداری از این حقوق به شدت تاکید شده است. قانونی که به رفراندوم گذاشته شده و مردم آن را پذیرفته اند ولی خیلی ها از آن آگاهی ندارند و نمی دانند که ۴ سال شاید هم بیشتر است که حقوقشان رعایت نمی شود. برخاستن برای دفاع از حقوق خود نه تنها از هیچ دیدگاهی نکوهیده نیست بلکه به آن سفارش هم شده است.
این آیه را بسیار شنیده ایم که
لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا
خداوند بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد مگر [از] كسى كه بر او ستم رفته باشد و خدا شنواى داناست
و این اصول از قانون اساسی:
اصل سوم:
دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد:
- ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی.
- بالا بردن سطح آگاهیهای عمومی در همه زمینههای با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانههای گروهی و وسایل دیگر.
- آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح، و تسهیل و تعمیم آموزش عالی.
- تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار در تمام زمینههای علمی، فنی، فرهنگی و اسلامی از طریق تأسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان.
- طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب.
- محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی.
- تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون.
- مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش.
- رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام زمینههای مادی و معنوی.
- ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیر ضرور.
- تقویت کامل بنیه دفاع ملی از طریق آموزش نظامی عمومی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی و نظام اسلامی کشور.
- پیریزی اقتصادی صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینههای تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه.
- تأمین خودکفایی در علوم و فنون صنعت و کشاورزی و امور نظامی و مانند اینها.
- تأمین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون.
- توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین همه مردم.
- تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمان و حمایت بیدریغ از مستضعفان جهان.
اصل نوزدهم
مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.
(چرا باید کسانی که پیشانی پینه بسته دارند از حقوق بیشتری برخوردار باشند؟)
اصل ۲۲
حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند.
اصل ۲۳ - منع تفتیش عقاید
تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمیتوان به صرف داشتن عقیدهای مورد تعرض و موُاخذه قرار دارد.
اصل ۲۴
نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین میکند.
اصل ۲۵
بازرسی و نرساندن نامهها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون.
اصل ۲۷
تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.
اصل ۳۲
هیچکس را نمیتوان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین میکند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع وقت فراهم گردد. مختلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود.
اصل ۳۷
اصل، برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمیشود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.
اصل ۳۹
هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.
اصل ۵۶
حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچکس نمیتواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خداداد را از طرقی که در اصول بعد میآید اعمال میکند.
آیا این حقوق ما مردم ایران رعایت می شود؟ برخاستن برای به دست آوردن آزادی اجرای قوانین حق و وظیفه ی ماست.. و به هیچ عنوان سیاست زدگی نیست.
کوفیان ایران زمین.. همه ی کسانی که ظلم را می بینند و سکوت می کنند.. هر کسی می خواهند باشند.. نماینده .. وزیر.. مدیر.. دانشجو.. دانش آموز.. راننده.. مغازه داز.. هرکسی!.. مسئول خون ریخته شده شهدا در انقلاب و جنگ و وقایع اخیر و مسئول ریخته شدن خون هایی هستند که در آینده ریخته خواهد شد
بررسی علاقه ی قشر جوان یک جامعه به شخص خاصی ، تعیین کننده ی روح حاکم بر جامعه یا به تعبیر دقیق تر لیدر احساسی-اندیشه ای یک جامعه را نشان می دهد.
چنان چه در آستانه ی جنگ جهانی دوم شاهد هستیم که توجه بسیاری از جوانان کشور آلمان به سمت هیتلر و فرهنگ ناسیونالیستی او جلب شده بود. و همین امر سبب ماندگار شدن نام هیتلر در جهان شده است.. رهبری که پشتوانه قوی مردمی داشت!
احساسات جوانان یک جامعه را کاملا می توان مهندسی کرد. ۳ عامل مهم در جلب جوانان شور و هیجان ،صداقت ، و مهر و محبت است که مهندسین اجتماعی به این معترفند که با این ۳ عامل بوده که توانسته اند جوانان را جذب کنند و به هدف دلخواه خود برسند. البته این بدین معنا نیست که با به کارگیری این ۳ عامل فقط جوانان جذب می شوند ولی توجه به این نکته لازم است که این ۳ عامل عوامل لازم و کافی در جذب جوانان هستند. در زمینه سایر اقشار این ۳ عامل لازم اند ولی کافی نیستند.
در طی چند دهه ی اخیر جهان شاهد افول شدید لیدر های احساسی-اندیشه ای بود. به طور مثال در اکثر جوامع قبل از فراگیری بازیگری و آواز اکثرا نویسنده ها و اندیشمندان لیدر فکری و روح حاکم بر جامعه بودند. ولی پس از به راه انداختن صنعت مد و فیلم و آواز ، جوانان روی به سوی لیدر هایی آوردند که فقط یک ژست بودند و بس! و در سال های اخیر کار به جایی رسیده است که لیدر هالیوود لیدر جهان شده است.. و روح حاکم بر جهان را باید در هالیوود جست!
به طوری که اگر رئیس جمهور آمریکا از کشوری اعلام برائت کند ولی آنجلینا جولی به آن کشور سفر کند نظر همه ی مردم آمریکا نسبت به آن کشور مثبت خواهد بود.. البته بماند که خود این تضاد هم اهدافی نهفته دارد!
این مقدمه ی کوتاه عنوان شد تا به بررسی لیدر ها در خطه ای بپردازیم که در اکثر موارد با جهان ساز مخالف زده است.. در زمان بت پرستی اهورا مزدا پرستیده.... در زمانی که زنان انسان محسوب نمی شده اند در این خاک زنان مسولیت های سیاسی داشته اند.. در زمان بی عدالتی مطلق کوروش کبیری داشته که دم از عدالت می زده است و بعید نیست که واژه ی عدالت را از فرهنگ ایرانیان برداشت کرده باشند..
کشور ما.. ایران.. کشوری که جای جای آن با خون دلیران گلگون شده است. آیا این کشور هم در موج افول لیدر ها سوار بر موج شده است؟
در ایران هم قبل از انقلاب اسلامی که بازار آواز و بازیگری داغ بود علایق اکثر جوانان به این قشر زیاد بود . و همه ی کسانی که عمرشان به آن دوره می رسد نمی توانند کتمان کنند که شخصیت بازیگران و خوانندگان برایشان جالب بوده و شاید در مواردی تیپ و فکر آنها الگوی جوانان بوده..
در این برحه از زمان در ایران شاهد یک جهش لیدری هستیم که به دلیل موج ناسیونالیسم و موج ایده آلیسم و مهم تر از همه موج دفاع از دین و آبروی کشور به راه افتاد و اکثریت قریب به اتفاق جوانان عروسک های لیدری خود را رها کردند و وارد بازی انتقال قدرت شدند. لیدر های جوانان از گوگوش و حمیرا و ابی و .. به دکتر شریعتی.. استاد مطهری .. و امام خمینی تغییر پیدا کردند. و این چنین بود که روح حاکم بر ایران با روح حاکم بر جهان تضاد خود را آغاز کرد و مهندسین اجتماعی از این زمان به فکر افتادند تا در راستای تحقق دهکده ی جهانی این خطه را یا از این لیدر ها پاک کنند و یا فکر این لیدر ها را از ذهن جوانان بیرون کنند.
که البته چون نام موج به این تفکرات دادیم پس طبیعتا پس از مدتی این موج ایده آلیسم فروکش کرد و باعث شد تا وقتی نسل دوم و به ویژه نسل سوم این جهش ، به دنبال لیدر فکری می گردند آن را در همان جایی جستجو کنند که هم سن و سالان خود در سایر کشور ها جستجو می کنند. هالیوود.. یا شاید نزدیک تر.. هنرپیشگان و فوتبالیست ها و خوانندگان.. در چند سال اخیر گروه های رپ و متال..
پس در ایران بعد از فروکش موج جهش لیدری که از فوت لیدر جوانان آغاز شد افت شدیدی در انتخاب لیدر فکری را شاهد بودیم. به طوری که نسل دوم از نسل سوم ابراز نا امیدی کند که روزی کشور به دست آنها بیفتد! و البته قدرتمندان حاکم بر ایران هم به هیچ وجه از این افول نا خرسند نبودند. به نفع آنها بود تا غفلت جوانان و سرگرمی آنها به عروسک های پوشالی لیدری این فرصت را به آنها بدهد تا اشتباهات خود را از دید جوانان مخفی کنند. و حتی در مواقعی که فرصتی برای بیدار کردن جوانان و جذب آنها به سمت ارزشهای راستین هست به قصد این فرصت را از دست بدهند.
جهش های سیاسی در یک جامعه فرصت هایی طلایی برای مهندسین اجتماعی است تا روح حاکم بر جامعه را عوض کنند. ولی متاسفانه این غفلت به حدی رسیده بود که جهش های سیاسی دیگر جوابگو نبودند و خواب خوش غفلت جوانان و نوجوانان را حتی توفان هم بر هم نمی زد.
این جاست که نقش احساس خطر یک لیدر آگاه مشخص می شود. در چند ماه اخیر ما شاهد یک تغییر اساسی در لیدر های فکری جوانای داشتیم که با توفانی از خواب غفلت بیدار شده اند. احساس خطر فردی دلسوز در این برحه ی زمانی او را تبدیل به یک لیدر قوی احساسی-اندیشه ای کرده است که حتی نام او هم احساسات جوانان را به خروش می آورد. چرایی قوی بودن این لیدر بحثی است طولانی که از ابعاد این بحث خارج است و بعدا به آن خواهیم پرداخت.
باید به این مطلب هم اشاره کرد که هر موج عقیدتی با یک موج مخالف همیشه روبرو می شود و البته این اثر هم مثبت است که ایجاد این جهش لیدری موجب شده است تا گروهی از جوانان در مقابل این موج بایستند و آنها هم به نوبه ی خود از خواب بیدار شوند.
ولی هدف من این است تا توجه شما را به این مهم جلب کنم که علت تفاوت ایران و دقیق تر علت تفاوت لیدر های جوانان در ایران هم در وجود و تفکرات خود لیدر هاست و هم در خون ایرانی که طوری است که موجب خود بیداری می شود!
مثل همیشه با چند سوال بحث را تمام می کنم.
آیا میر حسین موسوی می تواند جوانانی را که دست یاری به سمتشان دراز کرده هدایت کند ؟ آیا توان رهبری این خیل عظیم احساسات و این موج در هم عقاید را دارد؟
آیا کتمان وجود چنین لیدر قدرتنمدی در ایران موجب سرکوب این موج جهش لیدری خواهد شد و جوانان فراموش خواهند کرد که چنین راهی وجود داشته است؟
آیا آینده ی این موج هم مانند موج قبلی به ۲۰ یا نهایتا ۳۰ سال می کشد؟
آیا قدرت در دست اقلیت منحرف و اکثریت ناآگاه می ماند یا جوانان آگاه خواهند توانست مردم این کشور را مانند خود بیدار کنند؟
الله اعلم...!
به امید فرداهای بهتر

با نام خدا
دومین پست مشترک خود را در فضایی ارام اغاز میکنیم .
پيرو اطلاعیه قبلي (پست مشترك1) ما جمعي از وبلاگ نوبسان
سبز انديش تصميم داريم كه هر دو هفته يكبار ، پستی را در يك روز
بطور مشترك قرار دهيم .
اگر تمايل به اين اقدام داريد،این پست را در وبلاگ خود قرار دهيد.
مهم نيست كه چه مدت به روز باشد .
هدف فقط هماهنگي همه ما با هم و تمرين کار گروهی است .
ضمنا پست هاي پيشنهادي شما دوست عزيز را هم میشود به راي گذاشت
تا در صورت انتخاب ، پست بعدي باشد .
به دوستان سبز دیگرتان هم خبر دهید .
ممنون
منتظر نظرات شما هستم
فکر کنم چند تا توضیح دیگه هم لازم باشه:
۱) مواضعی که من در بحث می گیرم مواضع صریحی نیستن چون نمی خوام دعوا راه بیفته بنابراین راجع به مواضع من لطفا تصمیمی نگیرید. بعضی جاها در بحث تصدیق طرف مقابل لازمه!
۲) من اصلا سعی در درست مطلق یا غلط مطلق نشون دادن طرف خاصی با عنوان کردن این بحثا ندارم. اگه اشتباه می کنم قانعم کنید.. چرا لعن و نفرین می کنید؟
۳) از همه ی کسانی که می خوان نظر بدن خواهش می کنم صریح نظرشون رو بگن. من قول می دم که تحت هیچ پیگردی قرار نمی گیرن.
من: سوال من از تو اینه که چرا از موسوی بدت می آد؟
او: من برای خود ایشون احترام زیادی قائلم ولی اطرافیان ایشون رو آدمای خطرناکی تشکیل می دادن.
من: منظورت حزب مشارکت و ایناست؟
او: آره.. چون اینا اصلا به ولایت فقیه معتقد نیستن.. در پی براندازی نظامند.
من: خوب تقریبا راست می گی.. ولی اینو قبول داری که اونا به خاطر از میدون به در کردن آقای احمدی نژاد از موسوی طرفداری کردند؟
او: این جا دو نظریه هست. اول این که خود موسوی اهداف اونا رو دنبال می کرده که با توجه به شناختی که ازش دارم قطعا این طور نیست و دوم همونی که تو گفتی.. البته آمریکا هم از موسوی حمایت می کرد..
من: تو خودت می دونی که آمریکا فقط به خاطر تفرقه اندازی بین ما از یکی حمایت می کنه..
او: ولی موسوی هیچ وقت از اونا اعلام برائت نکرد.
من: نکرد؟ اتفاقا چندین بار گفت که این یه دعوای خانوادگیه و خارجیا دخالت نکنن.
.
.
.( یه قسمت هایی رو لازم نمی بینم که بنویسم)
او: البته الان نقش آمریکا در درگیری های اخیر داره مشخص می شه.. مثلا این که اونا لباس های پلیس ضد شورش ما رو دزدیده بودن و خیلی از ضرب و شتم ها توسط اونا انجام شده.
من: یعنی تو توقع داری من باور کنم که کسی که به فارسی و عربی داره سر من داد می کشه و منو می زنه آمریکاییه؟ چقدر خوب فارسی بلدن!! یا کسی که ایرانیه و کلت به کمرش بسته..
او: نه من نگفتم همشون آمریکایی بودن ولی همون طور که آمریکایی ها تو ستاد موسوی نفوذ کرده بودن تو ستاد احمدی نژاد هم نفوذ کرده بودن...
.
.
من: خوب الان ما باید چی کار کنیم؟ به نظر من وظیفه ی ما اینه که مقابل ظلم بایستیم. نمی شه که ساکت بشینیم.
او: الان کشور به یه ثبات نسبی رسیده الان نباید کاری کرد شما اگه می گید رای ها رو خریدن .. مردم رو فریب دادن.. توی این ۴ سال مردم رو روشن کنید .. اون وقت ۴ سال دیگه کسی رئیس جمهور می شه که مورد تایید آقای موسوی هم باشه. برای حفظ این ثبات ما باید ۴ سال خفه خون بگیریم تا پای آمریکایی ها به کشور ما باز نشه. و نظام آسیبی نبینه
من: من اینا رو می فهمم.. معنی سکوت موسوی رو می فهمم .. معنی این همه تعلل تو تشکیل حذبش رو می فهمم. ولی مردم الان از نظام عصبانی اند. باید یه کاری کرد یه مجالی برای اعتراض..
او: بهترین راه اینه که ثبات رو حفظ کنیم..
من: من نمی تونم ۴ سال ظلم رو ببینم و سکوت کنم
او: امام علی ۲۵ سال سکوت کرد.. مگه تو ..
من: امام علی دلیل داشت که سکوت کرد.. اینا به اسم اسلام دارن این جنایت ها رو مرتکب می شن چطور از امثال من توقع داری سکوت کنیم؟
او: مگه ابوبکر به اسم اسلام ظلم نمی کرد؟
من: مگه ما مردم کوفه ایم که به خاطر منافع خودمون ..
او: نیستیم؟!!؟؟؟
من: نه نیستیم.. مردمی که من می شناسم.. هم رزمای من از جونشون به خاطر دفاع از ارزش هاشون گذشتن...
.
.
او: به هر حال اگه به فکر از بین نرفتن نظام هستی باید ۴ سال خفه خون بگیریم.. از طریق روزنامه و وبلاگ و سایت انتقاد کنید. ما...
من : آخه..
او : صبر کن حرفم تموم شه..
من: نمی شه حرفت تموم شه.. کدوم روزنامه.. کدوم سایت؟ وقتی پیشرفته ترین امکانات کشور فیلتر کردنه.. اصلا نمی شه حرف زد.. کوچکترین انتقادی بکنی تهدید به مرگ می شی..
او: خوب اگه راهت درسته نباید از مرگ بترسی..
من: ببخشید من جونمو لازم دارم تا در مواقع لازم باهاش بساط این جنایت کارا رو جمع کنم.. بعد هم از این می ترسم که عمر نظام فقط بشه ۳۴ سال..
او: نمی شه. من بهت قول می دم که نمی شه
من: پس اگه من ۴ سال دیگه بهت زنگ زدم گفتم دیدی ۳۴ سال شد...
او: اگه هم چین اتفاقی بیفته من اسممو عوض می کنم.
تنها چیزی که می تونم برای دلداری بهتون بگم اینه که خدا با صابرین است. این وعده ی صریح قرآن است..
این کلیپ تاریخچه ی قبل از انتخابات تا اکنون به روایت تصویر است
پیشنهاد می کنم این کلیپ رو ببینید.right click & save target as
از وبلاگ ایران همیشه سبز
آیات زیادی در قرآن کریم درباره ی عاقبت ظالمان وجود دارد . در این ایام که روز به روز حوادث تلخ تر و ظالمانه تری به گوشم می رسد وقتی قرآن می خوام این آیات آرامشی به من می دهد که هیچ وعده ی دیگری برای برقرای عدالت نتواند داد....
سوره آل عمران:
كَيْفَ يَهْدِي اللّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۸۶﴾
أُوْلَئِكَ جَزَآؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ ﴿۸۷﴾
خَالِدِينَ فِيهَا لاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ يُنظَرُونَ ﴿۸۸﴾
إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ فَإِنَّ الله غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۸۹﴾
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الضَّآلُّونَ ﴿۹۰﴾
ترجمه:
چگونه خداوند قومى را كه بعد از ايمانشان كافر شدند هدايت مىكند با آنكه شهادت دادند كه اين رسول بر حق است و برايشان دلايل روشن آمد و خداوند قوم بيدادگر را هدايت نمىكند (۸۶)
آنان سزايشان اين است كه لعنتخدا و فرشتگان و مردم همگى برايشان است (۸۷)
در آن [لعنت] جاودانه بمانند نه عذاب از ايشان كاسته گردد و نه مهلتيابند (۸۸)
مگر كسانى كه پس از آن توبه كردند و درستگارى [پيشه] نمودند كه خداوند آمرزنده مهربان است (۸۹)
كسانى كه پس از ايمان خود كافر شدند سپس بر كفر [خود] افزودند هرگز توبه آنان پذيرفته نخواهد شد و آنان خود گمراهانند (۹۰)
سوره توبه:
وَالَّذِينَ اتَّخَذُواْ مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللّهَ وَرَسُولَهُ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفَنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ الْحُسْنَى وَاللّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿۱۰۷﴾
(گروهي ديگر از آنها) كساني هستند كه مسجدي ساختند براي زيان (به مسلمانان) و (تقويت) كفر و تفرقه ميان مؤ منان و كمينگاه براي كسي كه با خدا و پيامبرش از پيش مبارزه كرده بود، آنها سوگند ياد ميكنند كه نظري جز نيكي (و خدمت) نداشتهايم اما خداوند گواهي ميدهد كه آنها دروغگو هستند! (۱۰۷)
سوره هود:
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أُوْلَئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الأَشْهَادُ هَؤُلاء الَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى رَبِّهِمْ أَلاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ﴿۱۸﴾
الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ ﴿۱۹﴾
أُولَئِكَ لَمْ يَكُونُواْ مُعْجِزِينَ فِي الأَرْضِ وَمَا كَانَ لَهُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء يُضَاعَفُ لَهُمُ الْعَذَابُ مَا كَانُواْ يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَمَا كَانُواْ يُبْصِرُونَ ﴿۲۰﴾
أُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ﴿۲۱﴾
لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الأَخْسَرُونَ ﴿۲۲﴾
ترجمه:
چه كسي ستمكارتر است از آنها كه بر خدا افترا ميبندند، آنان (روز رستاخيز) بر پروردگارشان عرضه ميشوند و شاهدان (پيامبران و فرشتگان) ميگويند اينها همانها هستند كه به پروردگار دروغ بستند. لعنت خدا بر ظالمان باد!
همانها كه (مردم را) از راه خدا باز ميدارند و راه حق را كج و معوج نشان ميدهند و به سراي آخرت كافرند
آنها هيچگاه توانائي فرار در زمين ندارند و جز خدا دوستان و پشتيباناني نمييابند عذاب خدا براي آنها مضاعف خواهد بود (چرا كه هم گمراه بودند و هم ديگران را به گمراهي كشاندند)، آنها هرگز توانائي شنيدن (حق را) نداشتند و حقايق را) نميديدند.
آنان كساني هستند كه سرمايه وجود خود را از دست دادند و تمام معبودهاي دروغين از نظرشان گم شدند
(بهمين دليل) آنها مسلما در سراي آخرت از همه زيانكارترند.
سوره کهف:
وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءتْ مُرْتَفَقًا ﴿۲۹﴾
بگو اين حق است از سوي پروردگارتان، هر كس ميخواهد ايمان بياورد (و اين حقيقت را پذيرا شود) و هر كس ميخواهد كافر گردد، ما براي ستمگران آتشي آماده كردهايم كه سرا پردهاش آنها را از هر سو احاطه كرده است، و اگر تقاضاي آب كنند آبي براي آنها مي آورند همچون فلز گداخته كه صورتها را بريان ميكند، چه بد نوشيدني است و چه بد محل اجتماعي! (۲۹)
خب به همین آیات اکتفا می کنم.. البته من خدای نکرده جسارت نکردم که مخاطب خدا رو در این آیات تعیین کنم. من فقط چند آیه راج به ظالمین آوردم. قضاوت با شما
۱) در مورد اظهار نظرم راجع به خانم رجبی باید برای بار چندم بگم که من اصلا هیچ اهانتی به ایشون نکردم فقط گفتم با حرفاشون و تندروی هاشون به حیثیت زنان مسلمان خدشه وارد می کنند. مثلا ایشون می گن که در کابینه ی احمدی نژاد نباید از وزیر زن استفاده شود چون هیچ کدام از ائمه از زنان در امور مهم استفاده نمی کردند.. خوب در این بحث دو اشکال اساسی وارد است. یکی این که هیچ کدام از ائمه کابینه نداشتند!!!(منظورم اینه که به این شکل نداشتند) و دومی این که ایشان که این قدر ادعای امام زمان می کنند آیا نمی دانند که از ۳۱۳ یار نزدیک امام زمان ۵۰ نفر از فرماندهان امام زن هستند؟... نتیجه گیری با شما!
۲) در مورد این که دوستی عنوان کردند که من و شما صلاحیت آسیب شناسی نداریم.. اونم در حد یک نظام! .. باید بگم که وقتی جوابی برای این همه سوال مطرح شده ندارید اصلا درست نیست که صورت مسئله رو پاک کنید. با واژه ها بازی نکینم. ولی آیا این همه سوالی که من مطرح کردم بی پایه و اساس اشت؟ اگر می گویید هست.. دلایلتان؟
مهندس میر حسین موسوي: اگر اخباري كه ميرسد درست باشد جا دارد انسان سر در زير خاك كند
بنیان-مهندس موسوی در ديدار با اعضاي انجمن اسلامي جامعه پزشكي ايران با بیان این مطلب که نميتوان بخشهايي از قانون اساسي را اجرا كرد و بخشهاي ديگر آن را دور انداخت تاکید نمود اگر قبل از آن كه مردم به خيابان ها بيايند در چارچوب قانون و با احترام به حقوق مردم با آنان برخورد ميكردند ما امروز با بسياري از بحرانها روبرو نبوديم.. در ادامه مطلب مطالعه کنید.
قسمت سوم: نقض قانون
با یک مثال شروع می کنم. یک چراغ قرمز ثانیه شمار را در نظر بگیرید. در ابتدا که چراغ قرمز می شود حتی اگر ماموری نباشد همه ی ماشین ها می ایستند. ولی تصور کنید این ثانیه شمار روی عدد ۸ چند دقیقه بایستد. ابتدا صدای بوق ماشین ها بلند می شود.. کم کم شاهد ماشین هایی هستیم که از چراغ قرمز عبور می کنن. ولی اگر ثانیه شمار بیش از ۵ دقیقه روی ۸ باقی بماند دیگر هیچ ماشینی این الزام را حس نمی کند که باید پشت چراغ قرمز بایستد.
قانون اساسی کشور ما بسیار هوش مندانه انتخاب شده است. اگر اصول قانون اساسی را مطالعه کنید خواهید دید که برای اکثر مشکلات راه حلی پیشنهاد شده است. مثلا در مورد تجمعات صلح آمیز. یا اصل عدم تفتیش عقاید و ..
ولی مشکل این جاست که در حال حاضر قدرت در دست کسانی است که خود قانونی را که خود حاکم کرده اند اجرا نمی کنند. درست مثل همان چراغ قرمز که وقتی قانونی که بر سبز شدن چراغ حاکم است را خود قانون گذار نقض کند مردم نسبت به آن قانون بی اعتماد می شوند. و واقعا هیچ عقل سلیمی از مردم توقع ندارد به قانون نقض شده عمل کنند.
به طور مثال صدور مجوز برای برگزاری تجمعات از طرف وزارت کشور یک چراغ قرمز است. ولی وقتی این چراغ قرمزی ابدی باشد.....
قانون باید وسیله ای برای کمک به مردم باشد و قانون گذار هم باید یار و یاور مردم باشد.. باری از دوششان بردارد نه اینکه به بارشان اضافه کند. وقتی می گوییم مردم یعنی همه ی مردم. تک تک مردم. آیا به قول خودشان ۱۳ ملیون جزء مردم نیستند؟ حقی از این خاک ندارند؟ باید کشته شوند؟ باید به بدترین شکل ممکن که حتی در رفتار مسلمانان با کفار هم شاهد نبودیم با آنان برخورد شود؟ آیا باید جریمه ی نقض صریح قانون توسط قانون گذار تنها برکناری او یا توبیخی لطیف باشد؟ در مورد قضیه ی کهریزک اگر فرزندان همین آقایان در بازداشتگاه بودند آیا این قدر لطیف با قضیه برخورد می کردند؟
و هزاران و هزار سوال دیگر!
قسمت چهارم: خرافه گرایی
این بحث دیگر به تاریخ بر نمی گردد... برای بررسی چگونگی شکل گیری خرافه گرایی باید از کجا شروع کنیم؟
از امام زمان های دروغین؟ فرقه ی بهائی و باب؟ هاله ی نور؟ بشقابی بر سر سفره برای امام زمان؟ قصه ی نامه های چاه جمکران؟
علت شکل گیری توهم و خرافه در انسان جهل و نادانی اوست. یک مثال واضح داستان های فراوانی است که در مورد جن می شنویم. چون اطلاعات انسان در مورد جن کم است شروع به قصه پردازی می کند.
یا یک مثال دیگر.(امیدوارم به خاطر این مثال محکوم به روابط با سفارت انگلستان نشم!!).. به دلیل این که هوای انگلستان مه آلود است اکثر داستان های ترس آور از نویسندگان آنجا نقل می شود. چون مه چه مادی و چه در ذهن انسان همانند تاریکی مادی و تاریکی جهل موجب خرافه گرایی و ترس می شود.
(در این جا لازم است به این حدیث امام صادق اشاره کنم که لشکری برای عقل و لشکری برای جهل مشخص می کنند. در لشکر جهل ۷۵ فضیلت و ارزش وجود دارد که سرچشمه همه ی فشائل دیگر است. و در لشکر جهل ۷۵ رذیلت و زشتی وجود دارد که منبع سایر زشتی هاست.)
در مورد عقاید مذهبی هم این مطلب مشهود است. ما در زمان غیبت اطلاعات واضحی در مورد امام زمان نداریم. و می توان افکار عوام را به راحتی در این قضیه منحرف ساخت. هدف من باز کردن قضیه ی چگونگی انحراف عقاید مردم از طریق تربون هایی مثل روضه و برخی مساجد نیست.. آن قصه سر دراز دارد..
برای جلوگیری از طولانی شدن ملال آور بحث به طرح چند سوال اکتفا می کنم.
آیا عدل یک حاکم اسلامی با خرافه گرایی اش زیر سوال نمی رود؟ آیا نباید معیار شورای نگهبان برای تایید صلاحیت یک شخص ملاحظه به عدالت و بینش عمیق او نسبت به اسلام باشد؟ آیا سطحی نگری و خرافه گرایی که نتیجه ی مسلم جهل و نادانی است موجب نمی شود تا فرد تحت اثر ۷۵ رذیلت لشکر جهل به سوی سایر گناهان مانند درغ.. تهمت.. تقلب .. و (....) و غیره برود؟
آیا رفتار ظالمانه ی امروز با جوانان پاک این سرزمین پاک نتیجه خرافه گرایی برخی که فکر می کنند نورانی هستند و هرچه که فکر می کنند درست است و اطاعت از آنها اطاعت از خداست.. نیست؟
در انتهای این بحث مناجاتی از امام سجاد نقل می کنم:(از کتاب ادبیات پیش دانشگاهی!!)
پروردگارا.. از حمیت های جاهلانه و عصبیت های ناهنجار که حرمت انسانیت پاس ندارد و به حریم اجتماع پای تعدی و تجاوز گذارد به ذات اقدس تو پناه می برم.
پروردگارا.. روا مدار که سر به دنبال هوس بگذارم و در ظلمات جهل و ضلال از چراغ هدایت به دور افتم و بیغوله را از شاهراه باز نشناسم.
روا مدار که به خواب غفلت فرو افتم و کیفر غفلت خویش ببینم.
روا مدار که به خاطر هوس خویش پای بطلان بر عنوان حق گذارم و باطل را بر حق گزینم.
پروردگارا.. به درگاه تو پناه می برم از این که ظالمی را در مظالم کردارش بستایم یا بدو در کردار ناهنجارش پشتیبانی و کمک دهم.
به تو پناه می برم از این که مظلومی را در چنگال ستم کاران وا بگذارم و تا آنجا که قوت و قوٍٍّت دارم از حمایتش مضایقت کنم.
پروردگارا... به تو پناه می برم که از آن چه نمی دانم سخن بگویم و راه جویان را هم چون خویشتن در تیه گمراهی و ضلالت سرگردان سازم.
خدایا... به درگاه تو پناه می آوریم که هم چون فرومایگان از کار و کردار خویش راضی باشیم و در برابر دیگران گردن کشانه لب به خودستایی بگشاییم.
الهی.. روا مدار که پنهان ما از پیدای ما ناستوده تر باشد و در ورای صورت آراسته ی ما سیرتی زشت و ناهموار نهفته باشد..
یا ارحم الراحمین
نکته ی دیگری که باید به آن اشاره کنم این است که در قسمت قبلی من به انتقاد از آقای خامنه ای پرداختم ولی باید این را هم طرح می کردم که اصلا خدمت های ایشان را کتمان نمی کنم. در زمان فوت امام اگر ایشان رهبر نبودند به احتمال زیاد الان آذربایجان و کردستان از ایران جدا شده بود. من هم تا قبل از اعلام صریح حمایت ایشان از احمدی نژاد به ایشان احترام می گذاشتم.. ولی در قسمت قبل می خواستم ریشه ی حمایت ایشان از احمدی نژاد و خدشه دار شدن احترام و اعتماد ما به ایشان را مطرح کنم. امیدوارم که موفق بوده باشم.
قسمت دوم: (عناصر رادیکال)
در هر جنبش و هر انقلابی عناصر رادیکال وجود دارند. یعنی کسانی که معتقد به تندروی هستند و هر مخالفی را دشمن خونی خود به حساب می آورند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی یعنی از سال ۵۷ تا شروع جنگ تحمیلی عده ای که انقلاب را متعلق به خود می دانستند اعمال مجرمانه و وحشیانه ای مرتکب شدند که یکی از مهم ترین ضررهای آن فرار بسیاری از ایرانیان به خارج از کشور بود. این عده معتقد بودند که هر کسی که سابقه ای ولو اندک در هم کاری با رژیم شاه داشته باشد محکوم به اعدام است و در آن برحه ی زمانی ملت ایران شاهد اعدام بدون دادگاه بسیاری از هم وطنان خود بودند... شاید کسانی که اعدام شدند مجرم بودند... و شاید هم نه!.. در هر دو صورت این بی عدالتی دو نتیجه ی مهم داشت:
۱) کسانی که مسوول این فجایع بودند قدرت زیادی به دست آوردند و تصور کردند که چون توانستند در میان بی نظمی کشور هر کاری دلشان خواست بکنند در آینده هم خواهند توانست با مردمی که با عقاید آنها و روش حکومت آنها مخالفند هر کاری بکنند. و هرگز به این نکته توجه نکردند که انسان ممکن الخطاست و دلیلی ندارد که هر چه آنها می پندارند صحیح است مثل قرآن خدا صحیح باشد!
شاید علت رفتار این عده به خشم آنها از عوامل شکنجه گر و ساواکی بر می گشت که بی رحمانه مردم انقلابی کشور را شکنجه می کردند. این جاست که به حدیثی از امام علی «علیه السلام» باید اشاره کرد: الغضب اوله جنون و آخره ندم و من لا یندم فجنونه مستحکم. ترجمه: ابتدای خشم و غضب جنون است و انتهای آن پشیمانی است. پس هر کس پشیمان نشد دیوانگی اش پایدار است.
به راستی آیا رفتاری که امروز نظام به اصطلاح اسلامی با مردم خود و حتی پایه گذاران انقلاب در پیش گرفته است در معنای دیوانگی نمی گنجد؟
آیا کسانی که با رفتار خود با مردم مخالف در اوایل انقلاب رفتار وحشیگرایانه ی امروز نظامیان و بسیجیان دروغین را پایه گذاری کردند تیشه به ریشه ی جمهوری اسلامی که اکثریت نزدیک به همه ی مردم ایران و شهدای انقلاب و امام خمینی به دنبال آن بودند نزدند؟
وقتی در اوایل پیروزی انقلاب شاهد برگزای دادگاه های فله ای و نا عادلانه هستیم نباید انتظار داشته باشیم که برگزار کننده های این بیدادگاه ها در آینده هر گاه کسی با سیاست هایشان مخالفت کرد دوباره همان شیوه را در پیش بگیرند؟
۲) فرزندان کسانی که اعدام شدند ... کسانی که از اعدام فرار کردند... و همه ی ایرانیانی که از کشور خودشان که تنها سهمشان از زمین خدا بود رانده شدند.. کینه ای از این عناصر رادیکال به دل گرفتند که منجر به نفرتشان از نظام شد. وقتی پدری را جلوی چشمان پسر کوچکش که اطلاعی از گناه پدر ندارد اعدام می کنند نباید انتظار این را داشت که آن کودک انتقام پدرش را از جلاد و به اشتباه از انقلابیون بگیرد؟
چرا یک نظام که دم از اسلام و عدالت و مهرورزی می زند باید مردم خودش را آواره کند؟
چرا باید عده ای تندرو به گونه ای با مخالفان رفتار کنند که ایرانیان فراری از وطن بگویند: اگر ایران به دست آمریکایی ها بیفتد بهتر است تا دست آخوند ها باشد..
اگر این عناصر رادیکال انقلاب به دنبال ترویج حق و عدالت در جهان بوده و هستند چرا هیچ وجدان بیدار و آگاهی روش آنان را نمی پسندد؟ چرا هیچ کس به راه آنان علاقه ای ندارد؟ مگر وجدان انسان ها خداجو نیست؟ پس قطعا اگر شخصی واقعا به دنبال معیار های خدایی و اسلامی باشد مقبولیت و محبوبیت عظیمی خواهد یافت.. همان گونه که در این انتخابات دهم شاهد بودیم میر حسین موسوی در مدتی اندک چقدر محبوب خاص و عام و مذهبی و غیر مذهبی شد..
ادامه دارد....
۱)قسمت اول:
قطعا و حتما اولین دلیل تفاوت حکومت اسلامی این روز ها با جمهوری اسلامی که مردم خواستار آن بودند بی کفایتی و عدم مقبولیت رهبر است. رهبری که ذره ای بوی اهداف امام خمینی را نمی دهد.. رهبری که معتقد است اگر امری را درست تشخیص داد دیگر نظر مردم و سایر علما در آن مورد اهمیتی ندارد.
("اگر يك جائى عملى را بايد انجام بدهيد كه اگر انجام داديد، خوشايند مردم نيست، ولى شرعاً واجب است، انجام بدهيد. يا يك كارى را بايد نكنيد؛ به حسب موازين شرعى و عقلائى و كارشناسى درست، اما مردم خوشايندشان اين است كه شما اين كار را بكنيد. اينجا بايد كدام را انتخاب كنيد؟ اينجا بايستى آن چيزى را كه تكليف هست، انتخاب كرد. رضايت مردم، قناعت مردم، خدمت به مردم، چيزِ بسيار باارزشى است؛ اما تا آن وقتى كه خوشايند مردم، معارضِ با تكليف نشود." (سایت رهبری))
رهبری که توهم توطئه ی دشمنان خارجی برایش این قدر قوی است که نمی تواند و نمی خواهد باور کند که مردمی در این خاک زندگی می کنند که به کاخ دیکتاتوری او معترضند.
ولی سوال این جاست که مگر همین آقای خامنه ای نبود که یار امام خمینی بود و مردم در مدح او و آقایان طالقانی و هاشمی رفسنجانی شعار می دادند: درود بر سه یاور خمینی... هاشمی و دو سید حسینی؟ مگر همین آقای خامنه ای نبود که کاندیدای ریاست جمهوری شد و مردم به او رای دادند.. و همین مهندس موسوی نخست وزیر دولت او بود؟ چه شد که به ناگاه پس از ۲۰ سال گذشتن از پایان دوره ی ریاست جمهوری وی مردمی که روزی به او رای دادند شعار مرگ بر او را سر می دهند؟
۲ پاسخ برای این سوال به ذهن من می رسد. اول آنکه انتخاب ایشان به عنوان رهبر به تصمیم مردم نبود. انتخاب آقای رفسنجانی بود. و امروز به وضوح شاهدیم که آقای رفسنجانی همان طور که این روزها اشتباه می کنند در زمان انتخاب آقای خامنه ای هم اشتباه کردند. آقای خامنه ای اصلا قابل مقایسه با رهبر کبیر انقلاب نیستند... با نگاهی گذرا به سیره ی عملی و اعتقادی امام بزرگوار و ایشان متوجه می شویم که تفاوت ره بسیار زیاد است و اگر مردم روزی برای مدح او شعار می دادند صرفا به دلیل یاوری امام خمینی بود.
دوم این که اصولی که ایشان برای رهبری جامعه برگزیده اند و هم چنین مبانی تفکر ایشان ریشه در شرک دارد. در قرآن در سوره ی لقمان . لقمان حکیم خطاب به پسرش می گوید« یا بنی لا تشرک بالله ان الشرک لظلم عظیم». این طور می توان برداشت کرد که اعتقادات شرک آمیز به اصطلاح آیت الله خامنه ای و اطرافیان ایشان مانند مصباح یزدی.. جنتی و ... مانند اعتقاد به ولایت مطلقه ی فقیه یا اعتقاد به فصل الخطاب بودن فرمایش رهبری که ما مسلمانان این دو اصطلاح را جز در مورد خداوند به کار نمی بریم باعث شده است تا ظلم نام بردگان بر مردم از اعتقاداتشان ریشه بگیرد تا به جایی برسد که به خود اجازه دهند معترضین به سیاست های خود را محارب بخوانند...
ادامه دارد.....
الف) او مهندسي است كه هيچ وقت بنزين تمام نميكند
ب) او مسوول جان باختن برخي از افراد است.
ج) بازي كردن بلد نيست
د) هر سه گزينه
2- برنامههاي اخير سيما خانوم و آقاي صدا زاده خوب است زيرا.............
الف) ما با انواع مختلف داستانهاي علمي- تخيلي آشناتر ميشويم
ب) ديگر عدهاي بيتربيت با پوشيدن لباس آدمهاي متشخص و محترم، نخواهند توانست آنها را بدنام جلوه دهند
ج) كار و كاسبي كاميجون و رفقا رونق مضاعف و دوچنداني خواهد گرفت.
د) ما كلا داراي ژنهايي از نوع گلابي، كلم و سيبزميني هستيم
3- هجده ميليارد و خردهاي چند صفر دارد؟
الف) خيلي
ب) خيلي زياد
ج) به ما چه ربطي دارد
د) به تو چه؟!
4- بهترين و بدترين روش تاديب بچههاي بد كدام است.
الف) محله آنها را به اضافه حومه و متعلقات آسفالت كنيم
ب) با پشت دستي، آنها را نوازش كنيم
ج) يقه آنها را گرفته از سقف آويزان كنيم
د) يقه آنها را گرفته پرتشان كنيم
5- «كانادادراي» چيست؟
الف) نوعي نوشابه
ب) نوع مخصوصي از دلستر بيتربيتي
ج) همان عرق نعنا خودمون
د) از خبرگزاري خاص بپرسيد
6- كدام گزينه زير در مورد «حقوق بازنشستگان» صحيح است؟
الف) ابتدا افزايش، سپس كاهش ميدهيم
ب) ابتدا كاهش، سپس يه دفعه افزايش ميدهيم
ج) كلا كاهش و افزايش و كاهش ...........ميدهيم.
د) لطفا بعضيها كمي تا اندكي با جنبه باشند
7- در كدام نسخه قانون اساسي آمده كه اعتراض مدني و آرام جرم است؟
الف) نسخه چاپ توپخونه
ب) نسخه چاپ پاستور
ج) نسخه چاپ قيطريه
د) هيچكدام
8- «پسر خوب و با ادب» پسري است كه ....
الف) به همه حرفهاي پدر گوش ميدهد
ب) به بعضي حرفهاي پدر كه به نفعش است، گوش ميدهد
ج) در ظاهر و براي گول زدن من و شما، به همه حرفهاي پدر گوش ميدهد
د) با پسرهاي بد بازي نميكند و شبها زود ميخوابد.
9- كدام گزينه زير در مورد «مدرك تحصيلي» صحيح است؟
الف) چون براي رضاي خدا كاري ميكنيم، نيازي به مدرك، پدرك نميبينيم
ب) هر چند كه ما جملگي دكتر هستيم اما مدرك كاغذ پارهاي بيش نيست
ج) مدرك وسيله و ابزار كاملا مناسبي جهت استفاده در گفتوگوهاست.
د) مدرك هم مثل خيلي چيزهاي ديگر گاهي خوب و البته گاهي بد است.
10- «توپولف» چيست؟
الف) بهترين وسيله جهت سفر به آخرت
ب) وسيلهاي مدرن جهت زيارت دائمي اهل قبور
ج) جزو مدرنترين و با كيفيتترين هواپيماهاي ساخته دانشمندان روسي در زيرزمينشان
د) هر سه گزينه صحيح است.
11- ميخواهم اعتراف كنم كه ...........
الف) تحت رژيم غذايي مناسب 200 گرم لاغر شدم و چربيهايم را آب كردهام.
ب) به به هوا چقدر خوب است.
ج) به به ما چقدر خوشحاليم
د) هيچكدام
احمد خدايي-اعتماد ملی
«و قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا»
البته ما باید به راهمون ادامه بدیم و بهای این پایبندی به ارزشهای اصیلمون رو بدیم..از هیچ نترسیم که خدا با ماست.
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
یه توصیه:
ای که از کوچه معشوقه ی ما می گذری.. بر حذر باش که سر می شکند دیوارش
دیدار جوانان با مهندس موسوی در روز جوان: میر حسین موسوی: انتخابات عمق مشکلات کشور را پیش روی ما گذاشت ... (در ادامه ی مطلب) لینک مطلب در قلم نیوز
در واکنش به دادگاه نمایشی: مرجع عالیقدر آیت الله صانعی:هر گونه اعتنا به ستمگران و ظالمان و اعتماد بر آنان گناهی خطرناک است( در ادامه مطلب) لینک مطلب
ادامه مطلب...
قلم - مهندس میرحسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز بیانیه منتشر کرد.
در این بیانیه آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
میگویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامهریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کردهاند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با نالهای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسانهایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنجهایی که کشیدهاند ممکن است بگویند. میگفتند محسن روحالامینی حق داشت که شهید شد. می گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم این نمایش هفتهها پیش برگزار میشد. میگفتند هرچه را که به آنان میگفتند تا گفته باشند که اینها حرفهای ما نیست.
دندان شکنجهگران واعترافگیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی میگیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته از آن برجستهترین نقشها را بر عهده داشتهاند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشتهاند به چیزی کمتر از آن تهدید میکنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بیآبروییها هدف گرفتهاید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة دادگاههایی اینچنین فرمایشی سقوط اخلاقی و بیاعتباری صحنهگردانان آن است.
صحنههایی که دیدیم و دیدید جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نیستید آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سخیف با طرح مطالبی بیربط، با استناد به کتابهایی که به خروار خمیر میشوند، با تکیه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به اعترافهایی که رنگ شکنجههای قرون وسطایی از آن هویداست انتظار دارند ملت را به چه چیز قانع کنند؟ آیا نخواندهاند که پیامبر اکرم (ص) فرمود برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند حدی نیست یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند اقراری برای او نیست (الغدیر جلد ششم).
مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بیخبری چهرةشان را دیدند احساس همدردی میکنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک میکنند و میدانند که حفظ جان شما واجبتر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجهگرانی که اینگونه با جان و آبروی او بازی میکنند بشناسد.
وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ
و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مىکرد جنبندهاى بر روى زمین باقى نمىگذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مىاندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمىتوانند افکنند
میرحسین موسوی
خدایا کمکمون کم که این همه تلاشمون نتیجه بده...
من واقعا نمی دونم سر این آدما چی آوردن.. ولی به نظرم درست نبود که این جوری به میر حسین خیانت کنن...
راستی به خاطر درخواست یکی دو نفر قالبمو عوض کردم که مطالب راحت تر خونده بشه ولی خودم قالب قبلی رو بیشتر دوست داشتم.
کامپیوترم هم خراب شده.. یعنی آکبند سوخته! دارم با لپ تاب بابام می نویسم که حروف فارسی هم نداره.. حدسی..!
چند تا مطلب جالب دیگه هم خوندم ..به این لینک ها مراجعه کنید:
چرا میر حسین نماد نسل جوان ما شد؟
ميثم محمدي:
اين روزهاي داغ مردادماه آبستن حوادث به مراتب داغ تر و داغ هاي بر جبين مانده فراموش نشدني بوده است. فاصله ما با جمعه سرنوشت تنها يک ماه و نيم شده است اما هر لحظه از اين زمان چنان گذشته که براي توضيح سياسي، اجتماعي، فرهنگي تاريخ ايران زمين، سطح تحليل متفاوتي را مي گشايد. نسل ما دوره يي را از سر گذراند و تاريخي را با گوشت و استخوان تجربه کرد که پيش از اين از پدران و نياکانش شنيده يا در کتاب هاي تاريخ سرزمينش خوانده بود. حتي بيش از آن را هم تجربه کرد. به گواه تاريخ تاکنون حکومتي ديني بر بنياد دين و مذهب و به دست حاملان آن يعني نهاد دين و مذهب در ايران مستقر و مستحکم نشده بود. تجربه سياسي زيست در حکومتي بر پايه نظريه ولايت فقيه و عمل به آن، ذيل مديريت روحانيون، تجربه ويژه يي بود که زيست سياسي نسل ما را از پيشينيانش متمايز کرد. اين درس که در فضاي پس از انتخابات مسائل بيشتري به ما آموخت، فرصتي براي تولد و تشکيل يک سنخ متفاوت از ايمان و باور در ذهن و عمل اين نسل به وجود آورد که از دو زاويه نسبت به ايمان گذشته تمايز داشت؛ يک، وراثتي نبود و ديگر، در جهت خلاف آيين مناسکي و مظاهر تحميلي زمانه اش شکل گرفت. مذهبي فراتر از شناسنامه و خون و تبار و در جهت رد نمايش هاي ديندارانه زمانه اش.
اين هردو تجربه در آغاز دهه چهارم جمهوري اسلامي با يک نماد همراه و حتي تعريف شد؛ نمادي که بررسي و يادآوري آن هدف اصلي اين نوشتار است. نمادي که با وجود اين همه آواري که بر سر ما ريخته، فراموش شدني نيست. بيشتر ما نسل سوم جمهوري اسلامي همزاد انقلاب و تولد نظام حاکم بر آن بوده ايم و در نتيجه در شکل گيري آن و حتي تغييرات جزيي اش نقشي نداشته ايم اما نسل چهارم که از پس تجربه هاي ما به ميدان آمده يک نشانه تعريف شخصيت و هويت بااهميت به دست آورده و حتي براي خود ثبت کرده که مي توان گفت عميق تر از دوم خرداد ما هم هست؛ جمعه سبز 22 خرداد. اين نشانه آغاز رويش نسلي جديد بود که مي تواند تاريخ خود را رقم بزند و خود آن را بسازد. اما روشني اين نشانه به ظهور همان نمادي بسته است که يادآوري ارزش شخصيتي و هويتي او به پيمودن ادامه راه و ايمان به ساختن تاريخ خود در آينده ياري خواهد رساند. نمادي به نام «ميرحسين موسوي» که ريشه در کودکي و نوجواني ما داشت و در بلوغ سياسي و فکري مان باز جوانه زد.
با وجودي که از نظر برخي تحليلگران سياسي ايران، موج و سطح اعتراضات به مسائل اخير از او عبور کرده است، مطلقاً نمي توان در فقدان توجه به نقشي که ميرحسين در آستانه دهه هفتم زندگي خود در ايران ايفا کرد و عمقي که به کنش سياسي و تلاش براي آزادي در ايران بخشيد، به تحليل کاملي از وقايع سياسي سال 88 تاکنون دست يافت؛ وقايعي که هزينه هاي يک اعتراض مدني ساده و آرام و مبتني بر نخستين حقوق اسلامي و بشري را تا حد خون ايرانيان بالا برد، شهداي بي گناهي در تاريخ ايران ثبت کرد، نسلي را از يک اعتراض بحق تا راديکاليزه شدن مخالفت ها و تکرار شعارها و ديوارنويسي هاي اواخر عمر رژيم پهلوي سوق داد. راهپيمايي آرام و شکوهمند ملت داغديده را به انقلاب مخملي تعبير کرد، پيشگامان انقلاب اسلامي بهمن 57 را از سران آن شمرد و برخلاف جمهوريت انقلاب و روح اسلام، آتش کوره نظاميان را بر جوهر کلمه نظام سازان دميد.
بر پهنه تمام اين لوح دوار که نقش آن بر سينه ها حک شد، نام ميرحسين به يادگار مانده است. هر کجاي اين بوم نقاشي، آميخته به نقش و رنگي از اوست و ياد کردن از سيد سبز در اين زمانه بي رحم فراموشکار حتي براي لحظه يي، هم غنيمت و هم سزاوار و هم موثر است.
حافظه سوراخ نشده ما دست نقاش سپيدموي را از ياد نبرده، که آمده بود تا دنياي ما و در و ديوار شهر را رنگي از روشنايي و مهرباني و صداقت و صميميت بپاشد و آرمان هاي خاطره شده را برايمان بازخواند. انگار نسل يتيم مانده ما پدري مهربان، متواضع و شجاع را کم داشت تا سفره دل خود را برايش بگشايد و از تمايلات و تحميلات خود براي او بگويد.
از صداي او بشنود آنچه را که خود نمي توانست گفت و در سيماي او ببيند آنچه در سيماي ديگران نمي ديد. از آرمان هايش، از کمبودها و نارضايتي ها و سختي هايش با او درد دل کند. ايماني تازه را با يافتن او تجربه کند و از تولد نسلي تازه و ملتي جديد برايش سخن بگويد. اين احساسات روي هم جمع شد و خود را نشان داد و پرسش اينجاست که چگونه چنين شد؟ دست خدا گاهي دل ها و احساسات و افکاري را با ساليان سال فاصله و جدايي به هم مي رساند. اين وصل چگونه رخ داد؟
«ميرحسين» نسل ما چه در دل و جبين داشت، چه جاذبه و دافعه يي در کار بود که ملتي را به سوي خود کشاند؟ حتي پدراني که او را درک کرده بودند را از شور و آتش فرزندان در ربود. حتي نسل خود را با احساس و شعور نسل ما به خود رساند. چگونه چنين شد؟
رقيب او، جبهه مخالف او نماينده چه تفکر و فرهنگ و اخلاقي بود که اسطوره اخلاقي و سياسي مهندس موسوي را براي ما شفاف تر کرد و به قول مرحوم مهندس بازرگان رهبر منفي يک انتخاب شد؟ پاسخ به اين پرسش ها و يادآوري صفات شخصيتي او، جايگاه و تاثير ميرحسين موسوي در آغاز دهه چهارم عمر جمهوري اسلامي و به ويژه آغاز رويش نسلي را نشان مي دهد که با ظهور او متولد شده است.
1- استقلال در سياست
مهندس موسوي استقلال خود را در چند مساله نشان داد؛ در مورد حضور در عرصه انتخابات، درباره زمان آن و نيز انتخاب شعارها و سخنان و حاميان و اطرافيان. اين استقلال راي البته از مشورت پذيري او هرگز نکاست اما مخاطبان وي را با نوع و شکل تصميم گيري اش در عرصه سياسي آشنا کرد، وزن سياسي خود را نشان داد و عيار حضورش را در صحنه دقيق تر کرد. بنابراين مخاطب نمي توانست او را نماينده و وامدار جرياني خاص بداند. اين قدم اول و در حقيقت خصلت اول به ما کمک فراواني کرد تا به شخصيت ميرحسين بيشتر توجه کنيم.
در حقيقت نوع ورود او به عرصه، زاويه نگاه ما به تيپ و سپس شناخت روحيه و ويژگي هاي روانشناختي او را سريع تر و عميق تر کرد. بنابراين مخاطب نمي توانست او را نماينده و وامدار جرياني خاص بداند. اين قدم اول و در حقيقت خصلت اول به ما کمک فراواني کرد تا به شخصيت ميرحسين بيشتر توجه کنيم. در حقيقت نوع ورود او به عرصه، زاويه نگاه ما به تيپ و سپس شناخت روحيه و ويژگي هاي روانشناختي او را سريع تر و عميق تر کرد.
2- ايمان در سياست
تدين و مومنانه زيستن ميرحسين هرگز در بوق و کرنا نشد. تصويري از نماز خواندن يا دست به دعا برداشتن اش پخش نشد و هيچ گاه اجازه نداد اين بعد از زندگي اش به قلم يا بيان بيايد. اما به نظر مي رسيد ايمان مهندس از خلال صفات و خصوصيات ديگرش بروز مي يابد. موحد بود چون تملق احدي را نگفت و براي قدرت و صاحب قدرت شيرين نشد و شيرين نبود. مومن بود چون شجاعت نه گفتن داشت و مي توانست «نه» بگويد. مي توانست دور قدرت و ثروت و عافيت را خط بکشد و نه بگويد. م
رد دين بود چون بر اساس مذهبش به اين باور رسيد که اخلاق و سياست حاکم و جاري قابل تاييد و کرنش نيست، پس به آيين اش آري گفت و به آيينه که راست نمايي و تظاهر به دينداري را تحميل مي کرد، نه.
3- اخلاق در سياست
کنش اخلاقي ميرحسين گمشده نسل ما بود؛ نسلي که سال ها تمناي صميميت داشت و آمريت مي ديد. تمناي محبت داشت و منت مي ديد و در آرزوي تواضع و خشوعي دوست داشتني بود و بي صبري مي ديد و بانگ تحقير در گوشش زنگ مي زد.
ميرحسين صادقانه مي گفت بسيج مدرسه عشق است و نمي ترسيد که راي ها بريزد، خالصانه مي گفت به اصول بازمي گردد، از رميدن جوانانش هراسي نداشت و فکر مي کنم فضاي جامعه ايران و کمبودها و دلتنگي هاي آن را فهميده بود و مي دانست نسل مخاطبش شخصيت او را در صادقانه و بي ريا بودنش جست وجو مي کند که بي هراس بر مدار اعتقادش مي رفت. آن روزها برخي از ياران چقدر حرص خوردند و بابت هر حرف او و حتي نوع سخن گفتنش ترسيدند و او نترسيد.
شجاعت اخلاقي و صداقتي که در سخن ميرحسين لمس شد نمايشي و راست نمايي نبود. رنگي از سناريو و نمايش نداشت، چنان که مي کوشيد حتي در زمان راهنمايي و غلط گيري هم کنار مخاطبش بايستد نه در مقابلش. اوج صداقت او در لحن واقعاً صميمانه اش بروز يافت. ادبياتي که مهندس به کار گرفت در عين فرهيختگي، مايه خودماني داشت. او «سعي» نمي کرد آن گونه سخن بگويد، آن گونه در کلامش جاري بود. از سوي ديگر هيچ گاه اجازه نداد ساده زيستي اسطوره يي و تکرارناپذيرش برگ برنده يي براي خريدن شعور مردم شود.
زندگي ساده يي که از نيم قرن پيش همراه او و زهرا رهنورد، از مال و ثروت به معناي عميقي خالي بود و حتي شريعتي را به حيرت فرو برده بود، در قاب تنگ و ناجور صدا و سيما نمي گنجيد و براي مهندس ما بيش از اينها ارزش داشت که به ثمن بخس حکومت حراجش کند. در تاريخ ايران ثبت شد که ميرحسين نخواست يا «نتوانست» براي اثبات يا حقنه کردن صداقت خود به مردم، شعور آنها را بخرد، سجاده يي پهن کند، به کسي اتهام ببندد، چوب فلک را بر سر غايبان بي دفاع بگيرد و آبروي اشخاص را قرباني منافع سياسي اش کند که باور داشت حرمت آبروي مسلمان از خون او بالاتر است. همين استغنا بود که جوع رقيب را به هر نوع پرده دري برانگيخت و ميرحسين را با دستان خالي از افترا و زبان بري از اتهام در دل ملت بالا برد. باور عميق او به اخلاق در هنگامه شلوغ انتخابات باعث شد تا پس از 20 سال سکوت هم نخواهد از اين نمد براي خود کلاهي بدوزد.
باور داشت قبري که بر سرش گريه مي کنند خالي از راستي است و با رفتار خود عميقاً به ما آموخت ادب مرد به ز دولت اوست. اين کلام بارها به گوش ما خورده بود اما آن شب بر دل ها حک شد و بر کاغذها ثبت و از گلوي ملت فرياد شد. فقط گفت آمده ام تا کسي به مردم دروغ نگويد، تا ملت نامحرم نباشد، تا بازي کودکانه با حرمت و آبروي افراد پايان پذيرد. اين رمز براي نسل ما جاودانه شد. از سعادت مان بود که به چشم خود ديديم هنوز هم در اين زمانه پررنگ و ريا کسي هست که مي تواند اخلاق را به پاي سياست قرباني نکند. مي تواند سياستمدار و باهوش باشد و مسائل زمانه مان را بفهمد اما به ما دروغ نگويد و...
4- شجاعت در سياست
درک بخش عمده يي از نسل ما نسبت به مهندس موسوي زماني عميق تر شد که بر خلاف تصور رواج يافته از جانب رقيبان و مخالفان مبني بر حکومتي بودن ميرحسين، او را به عنوان نماد «نه» گفتن به اخلاق و سياست و فرهنگ موجود شناختيم. مي دانستيم و مي فهميديم که شجاعت او نتيجه واضح صداقت اوست. دروغي نداشت تا از چيزي بترسد و دلبستگي به قدرت نداشت تا از ترس به خيمه او پناهنده شود. ترس دامن دروغگو را تر مي کرد تا به ناچار به سايه آرامش زور پناه ببرد.
اين نماد، خود را در صريح ترين انتقادات او به دولت و شجاعتش در اعتراض آرام و در چارچوب قانون با دست هاي بسته نشان داد. پس از انتخابات، در ايستادگي تا پاي جان نمود يافت و در همراهي با اعتراض آرام مردم به تاريخ پيوست. اين شواهد گواه آن بود که اشتباه نکرده ايم؛ اگر وفاي به عهد و ستاندن داد مظلوم، حکم صريح الهي است، اگر گفتن کلمه حق توصيه اکيد پيامبر(ص) است و اگر گرفتن حق به صداي بلند و معيار قرار دادن آن براي شناخت شخصيت ها فرمان بلاترديد علي(ع) است، ميرحسين کاري جز عمل به مر ايمان خود نکرده بود.
شکي نيست که اين چهار نمونه تنها ويژگي هايي از تيپ شخصيتي ميرحسين موسوي بود که در اين چندماهه به چشم ما آمد. به ويژه که محروميت از هنر و مديريت سياسي و فرهنگي او جبران ناپذير است و لطماتي براي آينده اين سرزمين خواهد داشت.
بسياري از ما اين چهار ويژگي را در مهندس موسوي ديديم، او را باور کرديم و گمشده و نياز خود دانستيم، نتيجه ديگرگون شد و خلاف پندار و آرزوي ما، اما ايمان او که بنياد استقلال راي، اخلاق و شجاعت وي را پرداخت، مي تواند به عنوان يک سمبل و الگوي زنده و حاضر براي تصميم گيري و عمل به مسووليت روشنفکر ايراني در اين سرزمين به کار رود.
منبع:اعتماد
مهندس میرحسین موسوی روز شنبه در گفتوگویی کوتاه با قلمنیوز، درباره شعارهای نهضت سبز در در اجتماعات اظهار کرد: شعارهایی مورد حمایت راه سبز میلیونی مردم است که فراتر از قانون اساسی جمهوری اسلامی نرود. خواسته مردم دفاع از جمهوریت نظام در کنار اسلامیت آن است و شعار جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد در بیان این جنبه از مطالبات آنان نقش راهبردی دارد. موسوی همچنین با تاکید بر ظرفیتهای قانون اساسی افزود: ما به دنبال آزادی، عدالت و کرامت انسانی هستیم و اینها اهدافی هستند که تحققشان با اجماع و تاکید گسترده و تحولآفرین مردم بر چارچوب قانون اساسی و مطالبهشان برای اجرای کامل و دقیق آن امکانپذیر است. ما باید بدانیم برای آن که تغییر به سمت مطلوب صورت گیرد، اجماعی در مورد چنین چارچوبی جنبه سرنوشت ساز دارد و گرنه وارد یک دوران هرج و مرج خواهیم شد. وی درباره ماهیت مطالبات مردم افزود: سرشت جنبش مردم جنبه مسالمتآمیز دارد و متکی به خواست عمومی برای استیفای حقوقشان است که در انتخابات گذشته پایمال شده است. موسوی با اشاره به دروغپراکنیهای رسانه غیرملی و برخی افراد و تریبونها تاکید کرد: بهرغم ادعای مخالفان، این جنبش حقطلبانه و معنوی کوچکترین ارتباطی با خارج ندارد و کاملا داخلی است و ملت ما به خوبی نسبت به اهمیت این فاصلهگذاری با بیگانگان آگاه است و بر اساس تجربیات دویستساله خود نسبت به نیات اجانب با سوءظن برخورد میکند. وی همچنین افزود: در حرکت عظیمی که در سراسر جهان از سوی ایرانیان مقیم خارج در دفاع از مردم داخل کشور صورت گرفت، به طور محسوسی این فاصلهگذاری نمایان بود و جا دارد از همه این هموطنان سپاسگزاری و تقدیر شود.
بخشی از سخنان امام خمینی در بهشت زهرا 1357
آیا یك ملتی كه فریاد می كند كه ما این دولت مان، این شاه مان، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است كه سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است كه یك قبرستان شهید برای ما درست بكنند ؟
مـــن آن بیچاره خاشـــاکم برادر
که جان افشان این خــاکم برادر
اگر با خون من می گـــــردد آباد
فدای میـــــــــــــهن پاکـــم برادر
بریزد خونم ار باکی نـــــــــــدارم
که من همچون تو بی باکم برادر
بخــــواب آهسته ای یار شهیدم
که من همچون تو غمناکــم برادر
" خداوند بزرگ را سپاس می گذاریم که دشمنان ما را از کم عقلان و بی خردان قرار داده است چرا که خودشان هم درک نمی کنند که حرکت کورشان سبب قوت و مظلومیت ملت گردیده است " امام خمینی - شهریور ۶۶
سر اومد زمستون
شکفته بهارون
گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون
کوهها لاله زارن
لالهها بیدارن
تو کوهها دارن گل گل گل آفتابو می کارن
نه خارم نه خاشاک
زن و مرد بی باک
تنم پاره پاره شد از ضربههای مرد سفاک
من آروم نگیرم
اگر هم بمیرم
من ایستادهام تا رای خود را پس بگیرم
شنیدید جنتی چی گفت تو خطبه ی نماز جمعه؟
تهدید تلویحی میرحسین موسوی
امام جمعه این هفته تهران ادامه داد: کسانی که مسئول ریخته شدن این خونها، رفتن حیثیتها و از بین رفتن اموال مردم هستند باید به درگاه خداوند و پیش مردم پاسخگو باشند.
جنتی تصریح کرد: برخی حامیانی دارند که در شرایط فعلی اجازه نمیدهند قانون در باره آنها اجرا شود، ولی روزی زمینه انجام این کار فراهم خواهد شد و اوضاع برای همیشه اینطور نمیماند.
وی همچنین مشروعیت همه ارکان نظام را از ولایت فقیه دانست و افزود: در مراسم تنفیذ نیز این ولی فقیه است که به دولت مشروعیت میدهد و همه باید نسبت به موضوع ولایتمداری با تمام توان عمل کنند.
اونی که باید اون دنیا جواب پس بده همین جنتی و امثالشن... کسایی که حتی قبل از انقلاب هم مخالف امام بودن ولی تا دیدن که امام و مردم دارن پیروز می شن برای به دست آوردن قدرت لحظه ای درنگ نکردن!
همین آقایون بودن که الان باعث این جریانات شدن.. میر حسین الان بهترین روش رو پیش گرفته.. پیروزی با ماست..
ان للظالمین عذاب الیم...
من واقعا موندم که آیا این آقایون خدا رو نمی پرستن؟ ما کجای دینمون کسی غیر از خدا رو ولی مطلق می دونیم؟
خون شهدای انقلاب رو با این شرک و ظلمتون پایمال نکنید... بترسید از فردای قیامت.. بترسید از ریختن خون بی گناه.. وعده ی خدا نزدیک است... ان موعدهم الصبح ... ألیس صبح بقریب؟
در ادامه ی مطلب یه شعری از آقای علی معلم گذاشتم کی خیلی دوستش دارم..از دستش ندید
ادامه مطلب...
این جانب از جناب آقای نجف زاده کمال تشکر را دارم که اجازه نمی دهند حتی یک حرف راست هم در تلویزیون بخش شود. چون همه می دانیم که حقیقت ممکن است مخرب باشد و باعث رنجش دل بعضی ها و تلخ شدن اوقات شریف آقا!!! شود.
این اقدام شما هم بسیار باعث تقدیر است که هر کس حرفی می زند چکیده ی سخنان او را در گوش ما فرو می کنید به طوری که در صورت هر گونه مخالفت با اهداف شما سخنان او کاملا به طور برعکس برداشت شود. این تقدیر به این دلیل است که بر همه مشخص است که شما جای حق و عدالت نشسته اید ( خدا جای حق نشسته ولی مثل این که شما خدا رو هم قبول ندارید!) و همه ی مخالفان شما طبیعتا بر حق نیستند و این حسن نیت شما را نشان می دهد که می خواهید اهداف و سخنان آنها را هم مثل خودتان بر حق و عدالت!!! جلوه دهید.
البته این نکته هم نباید نادیده گرفت که شما روش های نوینی برای مبارزه با مخالفین به ما آموخته اید که بسیار جذاب و خارجی است. از جمله تخریب و تهمت وقتی وسیله ای برای تحلیل نداریم. دادن جواب سوال به مصاحبه شوندگان. قرار دادن زاویه ی دید و زاویه ی دوربین طوری که در محل بسیار حساس محلی غیر حساس را نشان دهد. خود درگیری به معنای این که هر کس طرف ماست تا تهش باید طرف ما باشه حرف بزنه با اون وریا فرقی نداره!
با تشکر مجدد و ویژه
با حضور میرحسین موسوی و مهدی کروبی برگزار می شود:
بزرگداشت شهدای نهضت سبز پنچ شنبه ساعت ۱۶ قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا
قلم - مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی و با حضور بر مزار شهدای ٣٠ خرداد در چهلمین روز شهادت آن عزیزان، یاد وخاطره شان را گرامی می دارند.
به گزارش قلم نیوز، پس از ارایه نشدن مجوز قانونی از سوی وزارت کشور برای برگزاری مراسم چهلم جان باختگان حادثه ٣٠ خرداد در مصلی تهران، دفاتر کروبی و موسوی اعلام کردند که مهدی کروبی و میرحسین موسوی با حضور بر مزار شهدای حوادث اخیر در کنار خانواده هایشان یاد و خاطره آنان را گرامی می دارند.
این مراسم، عصر پنجشنبه (فردا) ساعت ١٦ بر سر مزار ندا آقا سلطان واقع در قطعه 257 بهشت زهرا آغاز می شود.
اعمال فشار از طریق تهدید
(اگر به مراسم یادبود شهدا مجوز ندهید در خیابان ها تظاهرات میکنیم)

ما مردم سبز و ملت ایران دولت را تهدید می کنیم که اگر برای مراسم یادبود شهدای جنبش سبز در روز پنجشنبه ۸/۵/۱۳۸۸ مجوزی از طرف وزارت کشور صادر نشود در همان روز مراسم یادبود را به صورت تظاهرات های پراکنده و غیر قابل مهار در سطح شهر تهران و سایر شهرستانها برگزار میکنیم و تمامی مسئولیت این کار نیز به عهده ی دولت خواهد بود زیرا درخواست مجوز برای مراسم یادبود شهدا و حق برگزاری ان جز حقوق اولیه ملت ایران است
به گزارش خبرنگار قلم نیوز، مهندس میرحسین موسوی در دیدار با اعضای تشکلهای معلمان و فرهنگیان در انجمن اسلامی معلمان ایران با تبریک ماه شعبان و اعیاد این ماه، این فرصتها را نعمتی برای نهضت سبزخواند تا از آن خوب استفاده کند و گفت: این مهمترین مساله است که شبکه عظیم اجتماعی و سبزی که در سراسر کشور ایجاد شده است، اگر هوشیار باشد که هست، باید از تمام این مناسبتها با استفاده از خلاقیت خود استفاده کند...
در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب...
سلام
چند روزه یه واقعیتی رو در مورد خودم کشف کردم.. این که من زیادی مسئولیت پذیرم .. اصلا هم نمی تونم نباشم.. مثلا فکر می کنم اگه تو برنامه ی امتحانا قراره یه تغییری ایجاد بشه من باید این کارو بکنم یا اگه قراره برای معلم تست زیست اعتراض بدیم من باید بنویسم.. این قدر مسئولیت هر کاری رو به عهده گرفتم که امروز مشاورمون پررو! به من می گه: خودت یه کاریش بکن! من نمی دونم!
این قضایای سیاسی هم که واقعا حس مسئولیت پذیری مو خیلی تحریک می کنه! وقتی یکی بهم می گه:« آخه به تو چه که چند نفر رو زدن؟ می خواستن زرنگ باشن در برن..» واقعا اشکم در می آد.. آخه آدم تا چه حد سیب زمینی؟ من وقتی می بینم یه نفرو بیگناه دارن می زنن انگار خودمو دارن می زنن...در این راستا نظامی یه شعری داره:
تا چند زمین نهاد بودن سیلی خور خاک و باد بودن
چون باد دویدن از پی خاک مشغول شدن به خار و خاشاک
تا چند چو یخ فسرده بودن در آب چو موش مرده بودن
گردن چه نهی به هر قفایی راضی چه شوی به هر جفایی
چون شیر به خود سپه شکن باش فرزند خصال خویشتن باش
افسرده مباش اگر نه سنگی راهوار تر آی اگر نه لنگی
پریروز پای تخته مون از این دستا که علامت پیروزی رو نشون می دن کشیده بودم یه مچش یه روبان سبز هم داشت. یکی از بچه هامون اومد از اون دسته چند تا تیر کشید که شلیک شده و یه آدمی که داره ازش خون می ره... اول همین جوری مونده بودم که آخه مگه ما با شما کاری داشتیم ؟ ما فقط از خودمون دفاع کردیم.. ولی هیچ چی نگفتم نمی خواستم دعوا راه بیفته پاکش کردم و رفتم.. زنگ بعدش سر کلاس تب کرده بودم!
من و بغل دستی جون یه دفعه روی میزمون یه عکس موسوی گذاشته بودیم.. آخه ما ته ته کلاسیم اصلا هیچ کس نمی دید برای دل خودمون گذاشتیم... بعد یکی از بچه ها گفت که برش دارین بعضی ها اصلا جنبه ندارن! با تشکر از کسی که اینو گفت .. اعتراض من به اونیه که چشم دیدن موسوی رو هم نداره!
این جا می خوام از اون آدما که فکر کنم یکیشون هم تو وبلاگم می آد. بپرسم: تا حالا با خودت فکر کردی که چرا از موسوی بدت می آد؟ یا فقط به خاطر حرفای اطرافیانت و خانواده ات فکر می کنی که موسوی به قول شما می خواد اسلامیت نظام رو ازش بگیره؟
تا حالا با خودت فکر کردی که چرا این همه آدم اعم از مذهبی و غیر مذهبی این قدر از این وضع وجود ناراضین؟ چرا دقیقا آدمایی ناراضین که تحصیل کردن... اهل فکر و تحقیقن.. مردم عوام رو نمی گم.. اونا که فرق رضایی و احمدی نژاد رو نمی دونن فقط فکر می کنن یه نفر باید بیاد پولو بذاره کف دستشون.
تا حالا فکر کردی که چرا جوونای ما این قدر دین گریزن؟ فکر کردی چی و کی باعث شده که اونا از اسلام فقط حجاب و حقوق به قول خوشون نا برابرشو بفهمن؟ تحجر و بسته اندیشی رو بفهمنن؟
فکر کردی واقعا این دسیسه ی خارجی هاست که الان جوونا این جوری اند؟ نه دوست عزیز و گل من!
از ماست که بر ماست.. ما خودمون اونا رو زده کردیم.. بهشون روی بدی از اسلام نشون دادیم.. این آقایونی که گشت ارشاد رو راه انداختند برای فراری دادن جوونا از دین اون دنیا باید جواب پس بدن.. این اقایونی که فکر می کنن خیلی نورانی اند باید اون دنیا به خاطر بی نور کردن زندگی خیلی ها جواب پس بدن..
ما اومدیم که این روند رو تغییر بدیم.. اومدیم به ارزش های متعالی مون برگردیم..
با رایت سبز نبوی آمده ایم... با سید پاک علوی آمده ایم..
دیگران رو نمی دونم ولی خود من از همون اولش تا آخرین نفسی که بکشم در این راه تلاش می کنم و امیدوارم خدا به دل تو و بقیه هم نور حقیقت رو بتابونه...
موسوی امروز در جمع برخی اهالی رسانه ها و مطبوعات : منشوری فراتر از جبهه و گروه سیاسی تدوین می کنیم..../فضایی که میخواهیم منشور را در آن منتشر کنیم فضایی است که حتی شخصی مثل آقای هاشمی را هم تحمل نمیکند. وقتی در بخشهایی از حاکمیت امثال آقای هاشمی هم تحمل نشوند جامعه لاجرم به سمت نظامیتر شدن و امنیتیتر شدن پیش خواهد رفت که هیچکس از این مساله استقبال نخواهد کرد...../این یک ضرورت ملی است که به طور دائم به بحث انتخابات اخیر پرداخته و این مساله زنده نگه داشته شود و این مساله در انبوه وقایع اخبار پس از انتخابات نمیرد و هیچکس فراموش نکند که این دولت در چه فرآیندی شکل گرفته است. با توجه به اینکه مدافعان تقلب تریبونهایی نظیر صدا و سیما در اختیار دارند، مطبوعات باید پرداختن به مسایل پیش آمده در این انتخابات را از جمله وظایف خود بدانند....
مشروح سخنان موسوی را در قلم نیوز بخوانید
نخستوزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس با بیان اینکه امروز ما با مسالهی بیداری ملت روبرو هستیم افزود: امروز ملت تازهای متولد شده است و نمیشود با زندانی کردن افراد ، این بیداری را از بین برد. ساختن پرونده و جریانسازی برای اینکه مسالهی غلطی را راه بیندازند مشکلی را حل نمی کند. چه کسی باور میکند که با زندانی کردن عدهای عاشق میشود اعتماد مردم را برگرداند؟ این تلقی غلطی است که نتیجه هم نخواهد داد.
وی همچنین اظهار کرد: ما سختیها را میپذیریم و باید هزینه بپردازیم تا آیندهی بهتر داشته باشیم و البته باید تلاش کنیم تا هزینهها را کاهش دهیم. ما شهدای زیادی داریم تا ایرانی پیشرفته و فضایی برای بروز اندیشههای باز داشته باشیم. آیا پیام شهدای اول انقلاب و شهدای امروز زیاد کردن زندانهای ماست یا ایجاد یک فضای باز است؟......
متن کامل در ادامه ی مطلب
ادامه مطلب...
این مطلب به دلیل توصیه ی برخی دوستان سانسور شد!

نماز جمعه خیلی خوش گذشت جای همه ی دوستان خالی!
اولش که تقوی داشت حرف می زد .. و اصلا هم خیال نداشت تمومش کنه رفتیم نزدیک دانشگاه. ولی این نامردا اصلا واقعا هیچ چی حالیشون نمی شه! اشک آور زدن!
بالاخره هاشمی اومد و الله اکبر گفتیم ولی یه سری بودن که دست می زدن .. خیلی کارشون اشتباه بود همین کارا رو می کنن که لقب منافق بهمون می دن دیگه!
امروز خیلی امیدوار شدم چونکه یه مدتی بود همش فکر می کردم که عده ی آدمای اهل دین و ایمان طرفدار موسوی خیلی کمه ولی امروز دیدم که همه ی آحاد جامعه طرفدار موسوین و البته هنر اینه که این قشر غیر مذهبی رو هم جذب کنی. یه ضرب المثلی فکر کنم هست که می گه : هنر اینه که از چیز طلا بسازی ! (چیز نمی دونم چیه.. شما فهمیدید به منم بگید!). مثلا اگه موسوی باعث شده که من برم نماز جمعه که کار خاصی نکرده مهم اینه که باعث شده آدمایی که حتی فکرشم نمی کردن که برن همچین جایی برن! نه؟!
هاشمی به نظرم خوب حرف زد.. خوشمان آمد!..
نماز که تموم شد اون یارو که شعارا رو می گه که ما بدیم گفت: مردم لطفا هر چی من می گم بگید!
اول گفت الله اکبر.. ما هم گفتیم : الله اکبر!
بعد گفت : مرگ بر آمریکا.. ما هم یکی دو بار گفتیم بعدش گفتیم: مرگ بر روسیه.. مرگ بر دیکتاتور! (آخرش نفهمیدم این قضیه ی روسیه چی بود!)
بعد گفت: مرگ بر ضد ولایت فقیه.. ما گفتیم: یاحسین...میر حسین
بعد گفت: خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست... ما گفتیم: خونی که در رگ ماست هدیه به ملت ماست!
بعد هم که دیگه یارو بی خیال شد ما تا آخرش یا حسین میرحسین گفتیم.
به نظرم خیلی خوبه که پایگاه اعتراض ما به این حکومت غیر اسلامی نماز جمعه باشه... یکی از سود هاش اینه که حد اقل تهمت منافق بودن بهمون نمی زنن.
مواظب خودتون باشید
در ادامه ی مطلب عکس های حاشیه نماز جمعه رو ببینید
به گزارش قلم نیوز، مهندس میرحسین موسوی در پاسخ به دعوت مردم درخصوص شرکت وی در نماز جمعه این هفته تهران بیانیه ای صادر کرد.
متن کامل بیانیه موسوی به این شرح است:
به نام خدا و با تقدیم سلام متقابل
از آنجاکه اکیداً پاسخ به دعوت همدلان و همراهان در راه صیانت از حقوق مشروع زندگی آزاد و شرافتمندانه را بر خود واجب می دانم، روز جمعه مورخ 26/04/88 در میان صف های شما حاضر خواهم شد.
تمسک به حبلُ المَتین ایمان و قرار گرفتن در حِصن امن الهی که این دعوت شما متضمن آن است بهترین طریق وصول به آزادی های به ناحق مسلوب شده از ماست.
با تقدیم احترام
برادر شما میرحسین موسوی
24/ 04/ 88
این وبلاگ هم خبرای جالبی در مورد امروز نوشته. بخوانید: وبلاگ خبری حماسه خس و خاشاک
پ.ن: خیلی جالبه تا من میام یه ذره به موسوی شک کنم که چرا هیچ کاری نمی کنه.. یه کاری می کنه!![]()
برای پسرم که امروز سیلی خورد
این همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم برای جنگی که بود برای تن های تکیده در لباسهای خاکستری برای آرامش مادرانم در آوار بمب برای هیجان پدرانم در آشوب مرگ . این همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم برای آفتابی که بی نیاز از دلیل بود .
از جنگ که برگشتم پیراهن خاکستریم را آویختم به دیوار خاطرات و به زندگی با مردمی سلام گفتم که عطر شناسنامه هایشان در مشام جانم بود و اسمم در میان اسمهایشان بالید و کم کم بزرگ شد .با گریه هایشان گریستم و با خنده هایشان خندیدم .
و امروز کنار من بودی و بی گناه سیلی خوردی از کسی که لباس خاکستری مرا پوشیده بود مقابل چشم حیرت زده ی من سیلی خوردی در بی پناهی و ناچاری وخدایی که تنها دوستت بود دید که بی گناه سیلی خوردی از حشره ای که در لباس من خزیده بود همان لباسی که من به دیوار خاطراتم آویخته بودم.
و آن لحظه اندیشیدم کاش پس از جنگ سوزانده بودمش تا تنپوش بلایی چنین نمی شد.
پسرم
به تن های تکیده ای که در لباس من سالهای پیش جنگیدند شک نکن . به قهرمانان قصه های من شک نکن . به رودخانه های خون آلود اروند و کارون شک نکن به تن های مجروح تنگه ی چزابه شک نکن به بدنهای خاک آلود دشتهای مهران شک نکن فقط به حشره ای شک کن که در لباس من خزیده بود .
لینک وبلاگ عبدالجبار کاکایی: سالهای تا اکنون
در پاسخ به برادر عزیز حسام الدین . (اینجا می نویسم چون در قسمت نظرات فقط ۲۰۰۰ حرف می شه نوشت)
ما هیچ کدوم در مقامی نیستیم که بخوایم اظهار نظر کنیم که امام زمان راجع به نحوه ی حکومت ما چه نظری دارن. پس لطفا از اسم امام زمان سو استفاده نکنید
با این که امام خمینی معصوم نیستند ولی تایید ایشون خیلی چیزا رو روشن می کنه.. فکر کنم همه بتونیم بفهمیم.
در مورد ولی فقیه هم .. به نظر من باید شورای رهبری تشکیل بشه. چون جهت گیری سیاسی از عدالت یک فقیه کم نمی کنه ولی به جامعه آسیب می زنه
قلم - بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان لحظاتی پیش صادر شد. به گزارش قلم نیوز متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
هموطنان عزیز
همانگونه که انتظار میرفت شورای نگهبان، پس از نمایشهایی که توجه هیچکس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلبها و تخلفهای صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنوارهای که تجدید حیات ملت ما را مژده میداد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنهها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خونهای ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلمهای شکسته، روزنامههای بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بیاعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو مینشیند و دستاندرکاران این ماجرا با صورتحساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو میشوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟
از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر میبرد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمیپذیرد. دولتی با پشتوانههای ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبیری، قانونگریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیمگیری و تدوام سیاستهای ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن میرود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم......
ادامه ی این بیانیه را در ادامه ی مطلب بخوانید
پ.ن: من هنوز کوتاه نیومدم.. تکذیب می کنم.. اسنادش همه موجود است. .. ولی فکر می کنم مطابق گفته ی موسوی باید در مقابل قانون شکنی اینا صبر پیشه کنیم...امیدوارم این جمع نخبگان و موسوی موفق بشن.
ادامه مطلب...
متن این نامه را در ادامه ی مطلب بخوانید
ادامه مطلب...

قلم - مهندس میرحسین موسوی با بیان اینکه از پاسخگویی در برابر اتهامات واهمه ای ندارد، تاکید کرد: آماده ام تا نشان دهم چگونه کسانی که عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در کشور، تضعیف نظام و منافع بیگانگان است، تلاش نمودند به بهانه تخریبگری های عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی کنند.
پیشنهاد می کنم حتما این بیانیه رو بخونید... خیلی شیوا و قشنگ بود... اشک منو در آورد. در ادامه ی مطلب بخوانید
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
|
حداقل این جوری روزانه تعداد دروغ کمتری می شنوید! مطلب زیر از روزنامه ی اعتماد ملی دیروز یعنی ۲ تیر ... طنزه ها .. فکر نکنید بایه مطلب درست حسابی طرفید!
مقايسه كانالهاي اجنبي با كانالهاي آقا ضرغامي |
فال قهوه را بيخيال، اين چند روز اينقدر گفتند بيبيسي (كه خبرنگارش را تشويقي فرستادند سفر خارجي!) و آن يكي شبكه (كه حتي اگر اسمش را هم بنويسيم ما را هم ميفرستند سفر تشويقي!) راهپيماييها و تجمعات اعتراضآميز و غيره را جهت ميدهند كه ما گفتيم جاي اين دوشبكه بنشينيم كانالهاي آقا ضرغامي را نگاه كنيم. (البته اين تصميم ربطي به پارازيتهايي كه برادران و دوستان زحمتكش به صورت شبانهروزي از خودشان توليد ميكنند، نداشت!)
امروز، كانالهاي فارسيزبان آقا ضرغامي را با كانالهاي فارسيزبان و غيرفارسي اجنبيها مقايسه ميكنيم،
كانال اجنبي: تورم ايران ماشاءالله روز به روز در حال قد كشيدن است.
كانال آقا ضرغامي: هموطنان عزيز گوجهفرنگي هم ارزان شد. اگر يادتان باشد قبلا سيبزميني كلا مجاني شده بود.
كانال اجنبي: پيامدهاي انتخابات در ايران تاكنون ادامه پيدا كرده است.
كانال آقا ضرغامي: هموطنان عزيز گزارشي را از روستاي كياكلاه استان مازندران پخش ميكنيم. (در اين گزارش يكي از ناظران صندوق روستاي كياكلاه استان مازندران 140 درصد شركت مردم در انتخابات را تاييد ميكند.)
كانال اجنبي: زلزله سياسي در ايران شكاف بزرگي در بدنه دولت و غيره ايجاد كرده است.
كانال آقا ضرغامي: از امروز نيمساعت زمان پخش برنامه ورزش كنيم نرمش كنيم را كه براي كشش تحتاني عضلات ماهيچهاي خوب است، اضافه ميكنيم. (بعد چند تا آقا حركات باله و تانگو را به صورت نمادين اجرا ميكنند.)
كانال اجنبي: برخورد شديد مردم با جسم سخت! در خيابانهاي ايران.
كانال آقا ضرغامي: هموطنان عزيز! به صورت كاملا تصادفي در تلاش هستيم گزارش زندهاي را از اراذل و اوباش كه تا نيمساعت ديگر ميخواهند به اموال عمومي صدمه بزنند و بانكها را هم آتش بزنند براي شما پخش كنيم!
كانال اجنبي: در خيابانهاي تهران صداي تيراندازي به گوش ميرسد.
كانال آقا ضرغامي: نجف كامرانزاده گزارش ويژهاي ميدهد: امسال مردم از هفت، هشت ماه جلوتر پيشواز چهارشنبهسوري رفتهاند و چند نفر هم به خاطر روشن كردن سيگارت دچار سوختگي و آسيبديدگي موضعي شدهاند.
كانال اجنبي: واكنش جامعه بينالملل و مردم و فعالان حقوق بشر و غيره و غيره به انتخابات اخير و حوادث اخير ايران.
كانال آقا ضرغامي: هوگو چاوز و كي و كي خيلي تبريك گفتند.
ما جدا توصيه ميكنيم بنشينيد تلويزيون خودمان را نگاه كنيد و همينجا از مجريان سختكوش صداوسيما و عوامل پشت صحنه تشكر مينماييم.
پوريا عالمي
من که باورم نمی شه بسیجی ها یا پلیس به طرف مردم تیر اندازی کنن...
به نظرم باید یه سری آدمای فدایی احمدی نژاد!!! این کار رو بکنن
تلویزیون هم که دیگه شورشو در آورده .. به نظرم می تونه به جای استفاده از این کلمه ی تحریک کننده ی «اغتشاشگران» یه ذره مسالمت آمیز تر حرف بزنه مثلا بگه:
در اعتراضات مردمی عده ای سود جو به اغتشاش پرداختند.
به جای اینکه بگه:
اغتشاشگران در عملی اغتشاشگرانه دست به تخریب و اغتشاش زدند!!
خوب دیگه من برم که الله اکبر بگم!
ادامه مطلب...
ادامه ی نامه در ادامه ی مطلب
ادامه مطلب...
در ادامه ی مطلب مطالعه کنید
ادامه مطلب...
ببخشید که وبلاگم تبدیل شده به یه خبرگزاری سیاسی ... خودم هم نمی دونم چرا دارم این کارو می کنم..
نمی دونم دارم کار درستی می کنم یا نه... جو گیر شدم یا حقیقتو پیدا کردم... دارم احساساتی عمل می کنم یا از روی عقل...نمی دونم واقعا درسته که............................................
امروز وصف حالم اینه:
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من..خود..به چشم خویشتن..دیدم که جانم میرود
خیلی سخته ... خیلی...
به گزارش خبرنگار قلم نیوز، حدود ساعت 3 بعدازظهر میدان امام خمینی (ره) تهران شاهد حضور سبزپوشان سوگواری بود که از روز گذشته و در راهپیمایی هفت تیر تا انقلاب، قرارشان را برای حضور در میدان امام خمینی گذاشته بودند. هر چه دقایق میگذشت بر جمعیت انبوه حاضر افزوده میشد. ایستگاه امام خمینی (ره) مترو امروز جمعیتی را میزبان بود که تاکنون به خود ندیده بود. ازدحام جمعیت از همان لحظه پیاده شدن از قطار چنان بود که حرکت به کندی صورت میگرفت. مردم حاضر از همان لحظه پیاده شدن دستهایشان را با روبانهای سبز و سیاه بالا گرفتند و هر چه زمان بیشتری در ایستگاه مترو میگذراندند پلاکاردهای بیشتری را بالا میبردند که بیشتر آنها اعتراض به تخلفات انتخابات و درخواست ابطال انتخابات بود و بسیاری دیگر از دست نوشتههای مردم که قشرهای مختلف در آنها دیده میشد، مربوط به کشتار مردم و حمله به کوی دانشگاه بود.
بیرون از ایستگاه مترو، جمعیت از چنان فشردگی برخوردار بود که حرکت به سختی صورت میگرفت. میدان امام خمینی (ره) مملو از جمعیتی بود که در سکوت، اعتراضشان را پی میگیرند و در سکوت، آزادی و عدالت را خواستارند.
تعداد پلاکاردها بسیار زیاد و متنوع بود که برخی از آنها عبارتند از: «ما ملتیم نه اوباش»، «ما خس و خاشاک نیستیم»، «فقط ابطال انتخابات»، «بازشماری معنا ندارد، فقط ابطال»، «به کدامین گناه کشته شدند؟»، «ما سوگواریم»، «برادر شهیدم رایتو پس میگیرم»، «رای ما رو پس بدید»، «رای ما سبز بود نه سیاه»، «رای من کجاست؟»، «دلیر بیباک منم مالک این خاک منم»، «راه شهدای سبزمان ادامه دارد»، «میجنگیم، میمیریم، ذلت نمیپذیریم»، «خشونت چرا؟»، «آزادی مطبوعات، ابطال انتخابات»، «سکوتم از رضایت نیست»، «راهمان را ادامه می دهیم تا ابطال انتخابات» و...
برخی از پلاکاردها سخنان شب گذشته حدادعادل را مخاطب قرار داده بود و از مسوولان رعایت عدالت و انصاف را در گفتارشان خواستار بود.
بخشی از جمعیت حدود ساعت 5 عصر به سمت میدان فردوسی و بعد انقلاب حرکت کرد و انبوهی از حاضران در میدان ماندند و بیهیچ حرفی فقط با سکوت خود اعتراضشان را به نمایش گذاشتند.
در میان جمعیت انبوه حاضر که اگر میلیونی خوانده شود اغراق نشده است، از هر قشری دیده میشد، جوان، پیر، نوجوان، زن و مرد، دانشجو، کارگر، کارمند، کاسب، استاد، معلم و خلاصه آنکه نمونهای از جامعه واقعی حضور داشتند و به همه توهینهایی که به آنها شده از تقلب در آرایشان تا توهین به خودشان و خاشاک خوانده شدن، اعتراض کردند.
تجمع سکوت معترضان به تخلفات گسترده در انتخابات و حامیان میرحسین موسوی زمانی که حدود ساعت 6 با حضور میرحسین همراه شد، تاب تحمل سکوت نداشت و چون سوگوار بود با ذکر "الله اکبر" سکوت خود را شکست و یکصدا فریاد زد: "یا حسین میرحسین"، "موسوی موسوی حمایتت میکنیم"، "موسوی رای ما رو پس بگیر".
مهندس موسوی به ابراز احساسات جمعیت انبوه حاضر در میدان امام خمینی پاسخ داد و با یک بلندگوی دستی با آنها سخن گفت. بسیار کوتاه و مختصر که همان هم به دلیل امکانات ناچیز شنیده نشد و فقط ردیف نزدیک به اتومبیل او صدایش را شنیدند.
بسیاری از جمعیت حاضر در میدان که صدای میرحسین را نمیشنیدند، به اطرافیان خود جملاتی در ستایش شجاعت و همدلی او با مردم، میگفتند و حضور او را قوت قلب برای مردم که انشاءالله اصلاح امور به نتیجه خواهد رسید.
حدود ساعت 7 جمعیت حاضر به تدریج در حال خالی کردن میدان بود و جمعیت زیادی به سمت میدان انقلاب حرکت کردند و دسته بزرگی از سوگواران سبز در خیابان انقلاب شکل گرفت که در سکوت اعتراض خود را اعلام کردند.


به گزارش قلم نیوز، عصر چهارشنبه، صدها هزار تن از حامیان میرحسین موسوی در یک راهپیمایی باشکوه، آرام و خودجوش از میدان هفت تیر در اعتراض به تخلفات صورت گرفته در فرآیند انتخابات شرکت کردند. آنها که در سکوت کامل و بدون هرگونه شعاری و با در دست داشتن پلاکاردهایی مسیر میدان هفت تیر تا انقلاب را راهپیمایی می کردند، خواستار ابطال انتخابات پر از تخلف بودند.
در این راهپیمایی، پلاکاردهایی مبنی بر دعوت از مردم برای حضور در تجمع امروز (پنج شنبه) ساعت 4 بعد از ظهر در میدان امام خمینی (ره) برای بزرگداشت شهدای برخوردهای خشونت طلبانه اخیر به چشم می خورد.
بسمه تعالی
شورای امنیت كشور
طی ایام اخیر به كرات مشاهده می شود كه همردیف با قوای انتظامی افرادی بدون لباس فرم، بدون نشان مشخص و بدو ن جایگاه قانونی معین با سلاح های سرد (از قبیل شلنگ، چماق، زنجیز، میله آهنی و ....) و گاهی سلاح گرم در سطح شهر ظاهر می شوند، قبل از نیروی انتظامی به صفوف تظاهركنندگان حمله می كنند و ضمن تحریك اجتماعات به تخریب اموال و وسایل نقلیه مردم می پردازند. به آن شورا متذكر می شوم این پدیده شوم كه متصدیان برقراری امنیت و نظم در خلال صفوفشان از نیروهای لباس شخصی استفاده كنند تنها نشان می دهد كه نیروی انتظامی از مغایرت اعمال خود با شان و وظیفه قانونی اش كاملا اطلاع دارد، به صورتی كه حاضر نیست ننگ این اعمال به لباس متحدالشكل او نسبت پیدا كند. آزادی، نظم و امنیت از حقوق اولیه و تومان شهروندان است كه طی مدت اخیر هر سه آنها از سوی نیروهای لباس شخصی مورد تجاوز قرار گرفته است.
ضمن محكوم كردن این رویه از كلیه مقامات ذیربط موكدا درخواست می شود جهت كمك به حفظ آرامش و امتناع از تحریك اجتماعات خودجوش و مسالمت آمیز مردم فورا از مداخلات این افراد جلوگیری به عمل آورند.
میرحسین موسوی
رونوشت: شورای عالی امنیت ملی
به گزارش خبرنگار قلم نیوز، میرحسین موسوی در اجتماع میلیونی مردم تهران و راهپیمایی آنها از شرق تهران تا میدان آزادی در اعتراض به نحوه شمارش آرا اظهار کرد: سلام بر شما ملت عزیز، سلام بر شما هموطنان. آمده ام تا ادای احترام به این همه ایستادگی و آگاهی بکنم. گروههای سیاسی متعددی درخواست مجوز کرده بودند تا یک راهپیمایی در اعتراض به تقلبات وسیع در انتخابات صورت گیرد. چون اجازه داده نشد و بنده شنیدم ممکن است مردم حضور پیدا کنند، آمدم تا همه را ضمن دعوت برای دفاع از حق خود به آرامش دعوت بکنم . آمده ام ، تا بهاری سبز «استقامت کنم» تا «نماد سبز» را به «یغما» نبرند .
وی بیان کرد: شما مردم بت شکن هستید ، شیشه شکن نیستید . آن کسانی دیروز اتوبوسها و موتورها را آتش زدند که دیشب به خوابگاههای دانشجویی حمله کردند و وحشیانه ضمن شکستن دست و سر و پا ، عده ای را از پنجره ها بیرون ریختند و عده زیادی را دستگیر کردند .
موسوی تاکید کرد که بنده قویاً خواهان آزادی بی درنگ همه این عزیزان هستم و از نیروهای دولتی می خواهم،دست از خشونت علیه مردم و فرزندان آنها بردارند .
وی ادمه داد: مردم ما با شعارهای الله اکبر و زیر سایه پرچم سبز اهل بیت (ع) به صورت مسالمت آمیز احقاق حق خود را می خواهند و احساس می کنند به شعور آنها بی احترامی شده است . من نامه ای به شورای نگهبان نوشته ام و موارد تخلف را شرح داده ام، گر چه امیدوار به شورای نگهبان نیستم. تعداد زیادی از اعضای شورای نگهبان در طول انتخابات بی طرفی خود را نگه نداشتند و از کاندیدای دولتی حمایت کردند .
موسوی بیان کرد: من از شما ملت عزیز، زنان و مردان، دانشجویان، روحانیون، هنرمندان، بازاریان، کارگران و کارمندان وهمه اقشار تشکر می کنم، به ویژه از اقلیت های عزیز.
وی افزود: ما باید با الله اکبر هایمان و از طریق راههای قانونی به دنبال حق پایمال شدة مردم خود باشیم و بتوانیم جلوی این پدیده، این دروغ آخرین، یعنی این تقلب و شعبده بازی حیرت آور بایستیم.
موسوی اظهار کرد: راه حل بنده، ابطال این انتخابات مخدوش است و این کمترین هزینه را برای ملت ما خواهد داشت وگرنه از اعتماد ملت به دولت و نظام هیچ چیزی باقی نخواهد ماند. البته من به همه عزیرانی که به تشخیص خود، سایر کاندیداها را انتخاب کرده اند،احترام گذاشته و سر تعظیم فرود میآورم و اعتراضم به عدم مراعات امانتداری و تخلف فاحش دست اندرکاران انتخابات است.
وی ادامه داد: مردم ما بر سر این حق خود ایستاده اند و من هم آماده ام همه گونه هزینه ای را برای تحقق آرمان های شما ملت عزیز بپردازم .
سلام علیکم
پیرو ده ها مکاتبه ستاد انتخاباتی اینجانب با آن شورا دایر بر تخلفات صریح انتخاباتی عوامل اجرایی وزارت کشور و نیز یکی از نامزدها که قطعا در نتیجه انتخابات 22 خرداد ماه موثر بوده است و ذیلا به مواردی از آنها اشاره می شود، عدم صحت انتخابات محرز است و رسیدگی و ابطال ان درخواست می گردد:
1- در ایام تبلیغات ، خصوصا در مناظره آقای احمدی نژاد، اتهامات بزرگی علیه بعضی از شخصیت های حقیقی از جمله آیت الله هاشمی رفسنجانی، ریاست محترم مجلس خبرگان و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و نیز آقای ناطق نوری عضو محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و رییس بازرسی ویژه مقام معظم رهبری، در رسانه ملی مطرح شد که بنا به اظهار صریح ریاست محترم قوه قضاییه و دادستان محترم کل کشور مصادیق روشن عمل مجرمانه بوده است. این اتهامات خوراک اصلی تبلیغات انتخاباتی آقای احمدی نژاد علیه سایر نامزد ها، خصوصا اینجانب قرار گرفت.
2- ایشان در مناظره های انتخاباتی اقدام به بیان مطالب خلاف امنیت ملی نمود که نتیجه آن زیر سوال بردن بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی سلام الله علیه بود. به علاوه، عمل ایشان در افشای بعضی از موضوعات محرمانه و سری با تلفیق موارد نادرست، از جمله متهم کردن دولت جمهوری اسلامی و وزارت کشور به سازماندهی اوباش برای حمله به جوانان و مردم و بریدن کراوات ها و تراشیدن موی سر جوانان اتهاماتی واهی است که در هیچ مرجع قضایی مورد رسیدگی قرار نگرفته و بدیهی است که عملی مجرمانه محسوب می شود.
3- کارشکنی های عدیده مسؤلان وزارت کشور و بسیاری از فرمانداری ها، از جمله فرمانداری های تهران در ارایه کارت های نمایندگان جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی و اینجانب منجر به عدم امکان حضور تعداد قابل توجهی از نمایندگان ما دو نفر در محل شعب اخذ رای و محل های شمارش و تجمیع آراء گردید و نمایندگان نامزدها هیچگونه نظارتی بر انتخابات نداشته اند.
4- بر خلاف اعلام کتبی قبلی مبنی بر این که شمارش آراء و تجمیع آن دستی خواهد بود، ستاد انتخابات کشور در حالی که هنوز تعدادی از شعب در حال شمارش آرای مردم بودند اقدام به اعلام نتایج در حجم انبوه نمود. این در حالی بود که هنوز صورت جلسه های موسوم به فرم های 22 و 28 از هیات های اجرایی دریافت نشده وتنها ملاک ارایه آمار ارقام موجود در سیستم های رایانه ای بود که هیچ گونه وجاهت قانونی ندارد و موجب التهاب اجتماعی و نگرانی در جامعه بر اساس امارهای فاقد مبنای قانونی می شود.
5- صدها شعبه اخذ رای در مناطق مختلف کشور از جمله شیراز، تبریز،تهران و ... در ساعات قبل و بعد از ظهر دچار کمبود تعرفه اخذ رای شدند و این امر موجب توقف چند ساعته رای گیری در آنها گردید . با توجه به این که تعداد تعرفه های چاپ شده با فرض بالاترین تعداد متصوره شرکت کنندگان به گونه ای بوده است که بیش از 17میلیون تعرفه اضافی می توانست در اختیار وزارت کشور باشد تعلل شدیدی که در جریان توزیع تعرفه های انتخاباتی به چشم می خورد کاملاً ابهام برانگیز بود و نشان می داد که این تعلل و نیز اعلام توقف زمان رای گیری ، درحالی که هنوز تعداد قابل توجهی از مردم خواستارشرکت درانتخابات بودنداز سرنگرانی نسبت به افزایش تعداد آرای ماخوذه از مرز100%افراد واجد شرایط بوده است.طبیعی است که چنین اموری شائبه وقوع اقدامات غیرقانونی گسترده و وجود تعداد بی شمار آرای تقلبی در صندوق ها را تحکیم می کند.
6- علاوه بر موارد فوق تخلفات فراوانی صورت گرفته در روز و زمان اخذ رای طی بیش از 80مورد نامه خطاب به آقای کدخدایی سخنگوی محترم شورای نگهبان توسط رابط اینجانب به آن شورا تقدیم شده است.
7- آقای احمدی نژاد در وقت تبلیغات اضافی که سازمان صدا و سیما به صورت غیرقانونی به ایشان اهدا کرد وقوع اقدامات ضدامنیتی را پیش بینی کرد و به طور ضمنی موفقیت خود را مسلم دانست و رقبا را متهم به توطئه چینی نمود،که تمامی اینها حاکی از برنامه ریزی های پشت پرده برای دستکاری نتایج انتخابات است.به همین ترتیب تیتر خبر پیروزی آقای احمدی نژاد در سایت رجانیوز، فارس و ایرنا که چند ساعت قبل از پایان اخذ رای رویداد و نیز تعیین تیتر روزنامه کیهان با همین عنوان،طراحی قبلی اعلام چنین نتیجه رای را مشخص سازد.
8- نقص ماده 40 قانون جرائم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و مداخله نظامیان و بسیج در انتخابات و شرکت در میتینگ های تبلیغاتی آقای احمدی نژاد و استفاده گسترده از امکانات دولتی و نقض ماده 68قانون انتخابات،از جمله تورگردی وزراء در استان ها و شهرستان ها(تاجایی که پس از سخنرانی معاون اول ریاست جمهوری در گیلان به ستاد اینجانب حمله گردید)و حضور آقای وزیرخارجه در شهرهای مختلف ایلام،کرمانشاه،سمنان و گیلان و .... در جلسات تبلیغاتی و استفاده آقای احمدی نژاد از هواپیمای اختصاصی دولت برای حضور در میتینگ های تبریز و ارومیه و اصفهان و .... نمونه هایی دیگر از تخلفات از فصول مختلف قانون مذکور،به ویژه فصل هفتم آن بوده است.
9- نظر به موارد فوق انتظار دارم درخواست اینجانب درمورد ابطال انتخابات 22خردادماه مورد رسیدگی و اقدام قرارگیرد.
میرحسین موسوی
به گزارش قلم نیوز، رئیس ستاد انتخابات مهندس موسوی طی نامهای از وزیر کشور درخواست کرد مجوز لازم برای راهپیمایی آرام مردم در سراسر کشور و در اعتراض به شیوه برگزاری انتخابات در ساعت 16 روز دوشنبه مورخ 25/3/88 را صادر نماید.
در این درخواست مسیر راهپیمایی در تهران از میدان انقلاب تا میدان آزادی تعیین شده و سخنران مراسم نیز مهندس میرحسین موسوی خواهد بود.
مسیر راهپیمایی در سایر استانها و شهرستانها نیز به صورت جداگانه تعیین و اعلام خواهد شد
ایلنا: نخست وزير دوران دفاع مقدس در بيانيه جديد خود خطاب به ملت ايران تاكيد كرد: اگر مردم با اضطراب تحولات فعلی را دنبال میکنند به خاطر نگرانی شدیدی است که نسبت به در خطر قرار گرفتن دستاوردهای عظیم انقلاب خود دارند.
به گزرش ايلنا متن اين بيانيه بدين شرح است:
هموطنان عزیز
از سراسر کشور اخبار بسیاری در مورد وقوع اعتراض نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات اخیر به اینجانب میرسد.
اطمینان دارم که این واکنشها نه به خاطر شخص من ، بلکه از سر نگرانی نسبت به روش جدیدی از زندگی سیاسی است که دارد بر کشور ما تحمیل میشود.
اقداماتی که در طی این چند روز شاهد آن بودهایم تاکنون در جمهوری اسلامی سابقه نداشته است.
اگر مردم با اضطراب تحولات فعلی را دنبال میکنند به خاطر نگرانی شدیدی است که نسبت به در خطر قرار گرفتن دستاوردهای عظیم انقلاب خود دارند.
ما به عنوان کسانی که به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن پایبندیم اصل ولایت فقيه را یکی از ارکان این نظام میدانیم و حرکت سیاسی را در چارچوبهای قانونی دنبال میکنیم.
امیدوارم روند آتی حوادث نادرست بودن این برداشت را نشان دهددر عین حال هشدار میدهیم که در این کشور هیچ یک از کسانی که به انقلاب اسلامی علاقه دارند چنین روندی را نخواهند پذیرفت این چیزی است که خون صدها هزار شهید ما را به مسوولیت پذیری در قبال آن فرا میخواند.
مردم عزیز
اینجانب امروز طی نامهای تقاضای خودرا مبنی بر ابطال نتایج انتخابات اخیر به شورای نگهبان ارایه کردم و این کار را تنها راه حل برای بازگشت اعتماد عمومی و حمایت مردم از دولت میدانم.
توصیه موکد و مجدد این خدمتگزار شما آن است که به صورت مسالمت آمیز و با رعایت اصل عدم برخورد مخالفتهای مدنی و قانونی خود را در سراسر کشور ادامه دهید.
ما از مسوولان درخواست کردهایم که مجوز برگزاری یک راهپیمایی بزرگ در تمامی شهرهای کشوربه ما داده شود تا در طی آن مردم فرصتی برای نمایش مخالفت خود با شیوه برگزاری انتخابات و نتایج آن پیدا کنند. موافقت مسولان با این امر میتواند بهترین راه حل برای مهار هیجانات فعلی باشد.
از رنگ سبز که نماد معنویت و آزادی و عقلانیت دینی و مداراست و شعار الله اکبر که حاکی از ریشههای انقلابی ماست دست بر نداریم. این رنگ و شعاری است که همچنان وحدت بخش صفوف ملت ما و بهترین وسیله ارتباط دلها و خواستههای ما با هم خواهد بود.
متاسفانه تلاش گستردهای برای قطع تمامی امکاناتی ارتباطی ما با هم صورت میگیرد و به این نکته توجه نمیشود که قطع این مجاری تنها منجر به آن خواهد شد که واکنشهای موجود از شکلی هدفمند و مهار شده تغییر ماهیت پیدا کند و خدای ناکرده به حرکات کور تبدیل شود.
اطمینان دارم که خلاقیت شما راه حلهای ارتباطی جدید و موثری را پایه ریزی خواهد کرد تا بتوانیم از اقدامات خود نتایجی مفید به حال کشور و نظام و انقلاب بگیریم.
به عنوان یک علاقمند به نیروی انتظامی توصیه میکنم از برخورد خشن با حرکتهای خودجوش مردم خودداری کند و اجازه ندهد که اعتماد مردم نسبت به این نهاد ارزشمند خدشه دار شود.
این مردم برای احقاق حقوق خود و حقوق شما در صحنه حاضر شدهاند و برادران و خواهران شما هستند. قدرت نیروهای نظامی و انتظامی کشور ما همواره در وحدت آنها با مردم بوده است و درآینده نیز چنین خواهد بود.
«بسم الله الرحمن الرحیم
تخلفاتی که در دهمین انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفته است بسیار جدی است و رنجش عمیق شما کاملا به حق است. در عین حال قاطعانه از شما می خواهم هیچ فرد یا گروهی خود را در معرض صدمه قرار نداده آرامش و متانت خویش را از دست ندهد و همگان در هر حال حساب خود را از هر گونه رفتار خشونت آمیز جدا نمایند. همچنین از نیروی انتظامی انتظار دارم با درایت مردم را از خود دانسته احساسات آنها را در این شرایط درک کند.
ما شکایت جدی خود را از جریان انتخابات و روندهای ناسالمی که در طی آن دیده شد با تمام توان پیگیری خواهیم کرد و نتایج آنرا به اطلاع عموم خواهیم رساند.
میرحسین موسوی»
باورتون نمی شه.. اول حدودا ۲۰ نفر اومدن شعار دادن و خیابون رو بستن .. بعد از ۳۰ دقیقه شدیم ۱۰۰ نفر. (یعنی منم قاطی اونا شدم)
همین جوری آدما اضافه می شدن...این شعاراییه که دادیم:
مردم چرا نشستین؟...ایران شده فلسطین
ایرانی با غیرت... حمایت..حمایت
موسوی.. موسوی ..رای مرا پس بگیر.
نصر من الله و فتح قریب.. مرگ بر این دولت مردم فریب
الله اکبر... الله اکیر
یا حسییییییییییییییییین....میر حسییییییییین
میر حسین ...میر حسین...حمایتت می کنیم
نترسین.. نترسین.. ما همه با هم هستیم
گفتیم تقلب بشه.. ایران قیامت می شه
سیدبه جدت قسم.. به شال سبزت قسم...حمایتت می کنیم
بعد ناگهان نیروی انتظامی ضد شورش ریختن رو سرمون. ما همه ماسک زده بودیم که شناخته نشیم. و این ماسکا به دادمون رسید که از شر گاز اشک آورشون در امان بمونیم. الان سرم داره می ترکه... چش دیگه نمونده برام..خیییییییییییییییییییییلی وحشین!
ما برای این که از گاز اشک آور خلاص شیم.. سطل آشغالا رو آتیش زدیم. باور کنین اصلا هیچ کس قصد نداشت آتیش راه بندازه.. ولی خب دیگه چی کار کنیم؟
وقتی که اونا داشتن ما رو می کشتن این شعارا رو دادیم:
نیروی انتظامی .. چرا برادر کشی؟
می کشم .. می کشم .. آنکه برادرم کشت
همه ی لیدر ها رو گرفتن .. تا حد مرگ زدنشون...منم فرار کردم و بابام اومد نجاتم داد...
من نمی خواستم قاطی این تظاهرات بشم.. و به خاطر این که رفتم هم الان دارم کلی مواخذه می شم. و می دونم که خود آقای موسوی عزیز هم راضی به اختشاش نیست... ولی ته دلم خوشحالم که تونستم حرف دلمو فریاد بزنم.
آقای موسوی... یه کاری بکن! .. فقط تو موندی که بهت امیدی هست.. حتی دیگه رهبر هم...!
امروز یه کار عجیبی کردم: رفتم پوستر میر حسین پخش کردم!!! ... ولی یه چیزیو فهمیدم که بعضی ها با اومدنشون فقط دارن میر حسین رو خراب می کنن.. (منظورم برخی از برادران غیر بسیجی است.).مثلا رفتم دارم باهاشون همکاری می کنم ها .. بی جنبه ها.
به هر حال به من چه .. من که به خاطر اونا نرفتم من به وظیفه ی ملی ام عمل کردم که ملت ایران رو بیدار کنم!!!!
در ادامه ی مطلب :
"All You will never know" lyrics from Avril
ادامه مطلب...
با این که من نمی تونم رای بدم ولی بازم خیلی خوشحالم که میون کاندیداها یه نفر پیدا شده که همه ی اقشار جامعه دوسش دارن..چون به نظرم الان کشور ما بشیتر از انقلاب اقتصادی و هر چیز دیگه ای به یه رئیس جمهور محبوب نیاز داره..
کسی که بتونه این فاصله های بیهوده بین مذهبی ها و یه کمی غیر مذهبی ها رو کنار بزنه .. این مسخره کردنارو از بین ببره..
فقط این جوریه که میتونیم پیشرفت کنیم..




