تبليغاتX
 جنبش بزرگ وبلاگی موج سبز سوم اعتراض به جنایات احمدی نژاد و حامیانش و حمايت از مهندس موسوی تیرماه 1388 درخشانترین تاریکی
درخشانترین تاریکی
می اندیشم .. پس هستم
خداوند مرا آفرید و تو را... و تو را آفرید و مرا!

و مرا فهمید و تو را... پس تو را آفرید...و مرا!

نه مرا بر تو سلطه ای بود و نه تو مرا... چون این خداوند بود که آفرید آسمانها  زمین و تو  و مرا!

و نه برای من کسی بود و نه جایی.. پس این خداوند بود که مکانم داد... و تو را!

آنگاه بود که هم تنها کس من تو بودی و هم من تنها کس تو.. و هر از یاد برده بودیم خداوند را!

پس این خداوند بود که گرفت از من تو را و از تو مرا!  و ما چه کردیم جز لعن و نفرین یکدیگر را!

خداوند ما را می فهمید و نا امیدی مان را.. پس تو را برای من گذاشت و انتظارت را!

در انتظارت من خداوند را فهمیدم و بزرگواریش را..!

و تو را فراموش کردم و خاطراتمان را..! و خدا تو را فراموش نکرد و قلب شکسته ات را..!

تو را به یاد من آورد و خویشتنِ خویشش را..!

و خدا تو را در قلب من نهاد و در قلبت مرا!

و این خداوند بود که می دانست قلبمان را و زمان موعود را!

و خداوند آفرید مرا..

و برای من تو را..

و تو را آفرید

و از برای تو...مرا

و برای هر دومان کافی کرد

خویشتن خویشش را!

و خداوند آفرید عشق را!

 

ارسال در تاريخ دوشنبه 30 دی1387 توسط الهه

سلام..

اون روز که تصمیم گرفتم دیگه توی وبم ننویسم شرایط زندگی طوری شده بود که دیگه احساس نمی کردم باید تنهایی مو اینجا با یه دنیای مجازی قسمت کنم... ولی حالا که شرایط مثل قبل شده فکر می کنم منم باید مثل قبل رفتارکنم.

فکر نمی کردم به این زودی برگردم. راستش ته دلم به بی وفایی دنیا ایمان نداشتم. اما می گن ترک عادت موجب مرضه!

این شعر پایین غزل شهریار ر مورد امام حسینه. اگه همت کنید و همشو بخونید قشنگه.

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین

روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

 

از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست

مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین

 

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم

بیش ازین ها حرمت کوی منا دارد حسین

 

پیش رو راه دیار نیستی، کافیش نیست

اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

 

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب

کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

 

رخت و تاراج حرم چون گل به تاراجش برند

تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین

  

بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب

ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

 

سروران، پرانگان شمع رخسارش ولی

چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

 

سر به قاچ زین نهاده، راه پیمای عراق

می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

 

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی

خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

 

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا

با کدامین سر کند، مشکل دوتا دارد حسین

 

سیرت آل علی (ع) با سرنوشت کربلاست

هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

 

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند

عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

 

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت

داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

 

بعد ازینش صحنه ها و پرده ها اشک است و خون

دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین

 

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای

گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

 

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز

با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

 

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا

جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

 

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار

کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین

 

ارسال در تاريخ یکشنبه 22 دی1387 توسط الهه
قالب وبلاگ