پس باید هم یادی از او کنم و هم از زینبش (سلام الله علیها) .... زینت پدر...


خیلی وقت است که در ذهنم خاطره ها یکی یکی می میرند.... شاید به این دلیل باشد که می خواهم خاطره ی بهترین روزهایم را چنان محکم در ذهنم نگاه دارم که گویی اکنون اتفاق می افتد... و به راستی که چنین است!
و این چنین است که خاطره ها یکی یکی مرا بدرود می گویند
شاید جایشان در ذهنم کمی تنگ شده است!
من این بازی دنیا را باور ندارم ...
این حرف های بی وفایی و جدایی را باور ندارم...
مگر می شود کسی که ثانیه ها ، دقیقه ها ، ساعت ها . روزهایم را با او گذرانده ام فراموش کنم؟
حتی اگر سالها اسم او را بر زبان نیاورم هر لحظه در قلب من همانی است که سالها پیش بود
من این بازی برد و باخت را باور ندارم..
این بازی جهنمی و بهشتی را باور ندارم که آدم ها تکلیف بقیه را معلوم می کنند...
من فقط کلامی را باور خواهم کرد که قداست از آن سر ریز باشد و تلالو حقیقتش بند بند وجودت را بلرزاند...
من حقیقت خدا را زیر نم نم باران و در وزش باد و در لحظه ی طلوع خورشید در کوهستان و غروبش لب آب های بی انتها درک کردم...
و به این حرف های بی سر و ته دیگران کاری ندارم که ادعا های فراوان دارند
خودمانیم: گاهی خودشان هم نمی دانند چه می گویند!

این متن شعر مولانه
چون خیلی مفهوم قشنگی داشت نوشتمش
امیدوارم راحت بخونیدش!
Look at me
You may think you see
Who I really am
But you’ll never know me
Everyday it’s as if I play a part
Now I see if I wear a mask
I can fool the world
But I can not fool my heart
Who is that girl I see
Staring straight
Back at me
When will my reflection show
Who I am inside…
I am now in a world where I have to hide my heart
And what I believe in
But somehow I will show the world
What’s inside my heart
And be loved for who I am. . .
Who is that girl I see
Staring straight
Back at me?
Why is my reflection someone I don’t know?
Must I pretend that I’m someone else
For all time?
When will my reflection show
Who I am inside . . .
There’s a heart that must be free to fly
That burns with a need to know
The reason . . . why . . .
Why must we all conceal
What we think
How we feel
Must there be a secret me
I’m forced to hide . . .
I won’t pretend that I’m someone else
For all time
When will my reflection show
Who I am inside….
و الان توی دلش مار و پروانه می چرخند (کسایی که مثل من نمی دونن این جمله یعنی چی : یعنی استرس داره)
آه خدایا کمکش کن...![]()
آبجی جون من اسمش اطهر است یعنی پاکترین ناز ترین و باحال ترین آبجی دنیا
و من حدس زدم که رتبش می شه ۵۲۸
البته با کلی بد بینی این حدس رو زدم![]()
اینم عکس آبجیمه:

اینم عکس دو تامون با هم راستیه منم چپیه اطهره




