|
خب.. این آخرین پستیه که می ذارم.. چون فردا کنکور آزمایشی دارم و بعدش هم دیگه پیش دانشگاهی شروع می شه. البته شاید هر ماه یکی دو دفعه تو زنگ تفریحام بیام.
این روزا برام خیلی خاطره انگیز خواهند بود... امیدوارم در آینده با به یاد آوردن این روزا خوشحال بشم که زحماتمون بی نتیجه نبوده. امیدوارم یه روزی برسه که همه ی آدمای فقیر بفهمن اگه یه نفر کارشون رو ازشون گرفت و پول بهشون داد داره بهشون ظلم می کنه. امیدوارم یه روزی برسه که همه ی مردم یاد بگیرن که هر آدمی ارزش و احترام داره و نباید به خودمون اجازه بدیم بی دلیل بهش تهمت بزنیم و فحش بدیم. امیدوارم یه روزی رو ببینم که همه ی دوستام ...همه ی آدما عادلانه و بدون غرض ورزی قضاوت کنن. یه روزی برسه که همه ی ایرانیا افتخار کنن که ایرانی ان .. افتخار کنن که مسلمونن. همین. ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز کان سوخته را جان شد و آواز نیامد این مدعیان در طلبش بی خبرانند کان را که خبر شد خبری باز نیامد
بیانیه ی شماره ۹ میر حسین موسوی در مورد اعلام صحت انتخابات از طرف شورای نگهبان قلم - بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان لحظاتی پیش صادر شد. به گزارش قلم نیوز متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم هموطنان عزیز همانگونه که انتظار میرفت شورای نگهبان، پس از نمایشهایی که توجه هیچکس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلبها و تخلفهای صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنوارهای که تجدید حیات ملت ما را مژده میداد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنهها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خونهای ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلمهای شکسته، روزنامههای بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بیاعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو مینشیند و دستاندرکاران این ماجرا با صورتحساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو میشوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟ از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر میبرد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمیپذیرد. دولتی با پشتوانههای ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبیری، قانونگریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیمگیری و تدوام سیاستهای ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن میرود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم...... ادامه ی این بیانیه را در ادامه ی مطلب بخوانید
پ.ن: من هنوز کوتاه نیومدم.. تکذیب می کنم.. اسنادش همه موجود است. .. ولی فکر می کنم مطابق گفته ی موسوی باید در مقابل قانون شکنی اینا صبر پیشه کنیم...امیدوارم این جمع نخبگان و موسوی موفق بشن.
خب.. من دوباره روی آوردم به شعر گفتن و بیان کردن نظراتم به این گونه. در شعر زیر تمام لغات نماد هستند. به یک دید دیگری این شعر را بخوانید!
شب شده است در دلها در خانه ی ما. بادی نیست ابری نیست. پنجره بسته شده است از صدای کندن خانه ی همسایه زمین دگر خسته شده است از سنگینی تاریک این سایه من... لب پنچره ی تنهایی سخت مبهوت تماشای رهایی زیر دستانِ منِ دور ز دنیا تپش قلب پرنده پشت چشمان من و پشت چشمان پرنده رویاییست تپنده بر دل روح من و بر دل جسم پرنده گرد بیماری تلخی نشسته پنجره بسته و این مرغ در دستان من؟ ای دریغ دستان من! اشکها را بنگر اندر آیینه ی چشمان من! ای دریغ چشمان من! اشکها را بنگر... گفتم: در پسِ این همه اشکهای تو کیست؟ گفت : خدا... گفتم : کیست؟ تلخ خندید و سپس آرام گریست...
اون جمله ی بالایی اصلا تو کار من نیست .. این جور چیزا باورم نمی شه ولی اگه کسی هست که می تونه ایمان بیاره.. بیاره ..ما که بخیل نیستیم! از شنبه باید برم مدرسه .. یعنی دیگه پیش دانشگاهی شروع می شه و منم باید خداحافظی کنم و برم به درس و زندگی ام برسم. باورم نمی شه.. هر روز تا ساعت ۵ باید بمونم مدرسه.. آخ راستی.. معلم تاریخمون رفته تو کما.. براش خیلی دعا کنید آدم خیلی خوبی بود!.. ببخشید.. هست! من قراره براش یه جزء قرآن بخونم ولی هنوز نخوندم... خواهرم می گه اگه خدای نکرده روحش به ابدیت پیوست تقصیر منه! جمعه رفته بودم کوه.. رفتیم یه رستوران که صبحانه بخوریم. یه منو ی گنده زده بود رو میزش.. کل منوش این بود: چای ۲ نفره با قوری چای ۳ نفره با قوری چای ۵ نفره با قوری چای ۶ نفره با قوری چای ۲ نفره بی قوری چای ۳ نفره بی قوری چای ۵ نفره بی قوری چای ۶ نفره بی قوری چای نبات چای ساده چای سبز! حالا ما مونده بودیم که چه طوری انتخاب کنیم!
قلم - از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست. متن این نامه را در ادامه ی مطلب بخوانید
امروز خیلی دلم گرفته. شاید چون جمعه است. شایدم به خاطر این اتفاقات اخیر. خیلی وقته که متن ادبی ننوشتم. اینو تقدیم می کنم به همه ی کسایی که دلشون مثل من گرفته. . . . . دلم گرفته است.. به اندازه ی تمام تار های موی سپید مادران از غم از دست دادن فرزندانشان. دلم گرفته است .. به اندازه ی تعداد زخم ها ی شهیدانی که در جنگ برای ایران کشته شده اند. به اندازه ی تمام تپش های تند قلب های پدران در اندوه ماندن در زندان سکوت. به اندازه ی تمام لحظاتی که نام خدا از زبان انسان ها شنیده شده است. به اندازه ی تمام اشک هایی که به اجبار ریخته شده اند به اندازه ی تمام خراش هایی که دیو ترس بر دلها کشیده است. به اندازه ی درد متعالی تمام موجودات دلم گرفته است. فکر می کنم در دلم آن قدر فریاد ها انباشته شده است که دیگر جایی برای احساس دیگری نیست.. شاید به همین خاطر دلم گرفته که جای دلم تنگ است... گاه در این دل تنگ گرفته ی من پرچم سبز امید به آتش کشیده می شود.. خاکستر سیاه نا امیدی همه جا را فرا می گیرد و اندوه به صورت آهی یا شاید گاهی هم فریادی کوتاه به گلویم می رسد... گاه با سخنانی که می شنوم بر زخم های عمیق دردناکم کوه ها نمک پاشیده می شود... . . خدایا.. پروردگار مهربان .. می گویند دعای دلهای شکسته زودتر اجابت می شود... آیا امیدی به گشایش هست؟ خدایا.. یگانه قدرت آسمان ها و زمین که به جلوه ی تو کوه ها از هم می پاشند... تنها امید نا امیدان.. تنها اجابت کننده ی طرد شدگان... آیا برای رهایی راهی هست؟ خدایا... یا مَن ارجوه لِکلِّ خیرٍ و امَنُ سَخَتَه عندَ کلِ شرٍ. یا مَن یُعطی الکثیرَ بالقلیلِ. یا من یُعطی مَن سئله. یا من یُعطی مَن لمْ یَسئَلْه و مَن لمْ یَعرِفْه تَحَنُّناً منه و رحمةً. أعْطِنی بمَسئَلَتی إیّاکَ جمیعاً خَیرِ الدّنیا و خیرِ الآخرةِ و أصرفْ عنّی بمسئلتی إیّاکَ جمیعاً شرِّ الدّنیا و شرِّ الآخرةِ. فإنَّه غیرُ منقوصٍ ما أعطَیتَ. و زِدْنی مِن فَضلِکَ یا کریمُ. یا ذا الجلالِ و الاکرامِ....یا ذا النَّعماءِ و الجودِ....یا ذا المَنِّ و الطَّولِ... حَرِّمْ شَیبَتی مِنَ النّارِ...
پ.ن: خطاب به همه ی کسایی که منو علنی و غیر علنی تهدید می کنن: من غیر از خدا از هیچ کس نمی ترسم. بی خود تلاش خودتونو حروم نکنید.
قلم - مهندس میرحسین موسوی با بیان اینکه از پاسخگویی در برابر اتهامات واهمه ای ندارد، تاکید کرد: آماده ام تا نشان دهم چگونه کسانی که عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در کشور، تضعیف نظام و منافع بیگانگان است، تلاش نمودند به بهانه تخریبگری های عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی کنند. پیشنهاد می کنم حتما این بیانیه رو بخونید... خیلی شیوا و قشنگ بود... اشک منو در آورد. در ادامه ی مطلب بخوانید
قلم - میرحسین موسوی در بیانیه هفتم خود با تاکید بر حق ملت ایران در استفاده از ظرفیت های قانون اساسی برای ابراز مخالفت با آنچه در انتخابات اخیر و پس از آن روی داده، آورده است: تحلیل نادرست دولت از شرایط اجتماعی حاکم، راه را برای نفوذ بیگانگان در تحولات کشور باز می کند.
حداقل این جوری روزانه تعداد دروغ کمتری می شنوید! مطلب زیر از روزنامه ی اعتماد ملی دیروز یعنی ۲ تیر ... طنزه ها .. فکر نکنید بایه مطلب درست حسابی طرفید! مقايسه كانالهاي اجنبي با كانالهاي آقا ضرغامي فال قهوه را بيخيال، اين چند روز اينقدر گفتند بيبيسي (كه خبرنگارش را تشويقي فرستادند سفر خارجي!) و آن يكي شبكه (كه حتي اگر اسمش را هم بنويسيم ما را هم ميفرستند سفر تشويقي!) راهپيماييها و تجمعات اعتراضآميز و غيره را جهت ميدهند كه ما گفتيم جاي اين دوشبكه بنشينيم كانالهاي آقا ضرغامي را نگاه كنيم. (البته اين تصميم ربطي به پارازيتهايي كه برادران و دوستان زحمتكش به صورت شبانهروزي از خودشان توليد ميكنند، نداشت!)
به نظرم درست نیست که عنوان عظیم شهید رو به هر کسی که در تظاهرات یا جنگ کشته شد بدیم.. این فقط خداست که تشخیص می ده چه کسی شهیده .. ما از نیت افراد که خبر نداریم.. درسته که این دوستان ما مظلومانه کشته شدن ولی بهتره با کمی تامل و درنگ به قضیه نگاه کنیم.. از من می شنوید کمی از این جریان ها فاصله بگیریم تا به دور از جو بتونیم نظاره گر اعمال خودمون باشیم. من از کسایی که با خشونت و بی رحمی تمام جوونای مردم رو کشتند حمایت نمی کنم ها اشتباه نشه.. من فقط دارم می گم لقب شهید بازیچه نیست.. هر وقت می شنوم دارن به قربانی های این آشوب ها می گن شهید تنم می لرزه...
اون چیزی که من به چشم خودم دیده ام اینه که نیروی انتظامی به طرف مردم سنگ پرت می کنه.. رنگ می پاشه.. گاز اشک آور می زنه... ولی گلوله نمی زنه
من که باورم نمی شه بسیجی ها یا پلیس به طرف مردم تیر اندازی کنن... به نظرم باید یه سری آدمای فدایی احمدی نژاد!!! این کار رو بکنن تلویزیون هم که دیگه شورشو در آورده .. به نظرم می تونه به جای استفاده از این کلمه ی تحریک کننده ی «اغتشاشگران» یه ذره مسالمت آمیز تر حرف بزنه مثلا بگه: در اعتراضات مردمی عده ای سود جو به اغتشاش پرداختند. به جای اینکه بگه: اغتشاشگران در عملی اغتشاشگرانه دست به تخریب و اغتشاش زدند!! خوب دیگه من برم که الله اکبر بگم!
|
سخنی کوتاه![]()
الهی عظم البلاء و برح الخفاء و انکشف الغطاء و انقطع الرجاء و ضاقت الارض و منعت السماء و انت المستعان و الیک المشتکی و علیک المعول فی الشده و الرخاء... آرشیوتیر 1388خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دوستان
احساسش کن
حمایت از رای مردم |